schoolwork

[ایالات متحده]/'skuːlwɜːk/
[بریتانیا]/'skʊl,wɝk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

Schoolwork: وظایف محوله به دانش‌آموزان توسط معلمان که باید در کلاس یا در خانه انجام شود.
Word Forms

جملات نمونه

schoolwork that is not up to the mark.

کاری که به حد انتظار نباشد.

The important machinery of the schoolwork soil compaction is the vibroll whose superiority makes it take 90% of the market of road roller.

مهم‌ترین ماشین‌آلات تراکم خاک در مدرسه، ویبرورل است که برتری آن باعث می‌شود 90 درصد بازار غلتک جاده‌ای را به خود اختصاص دهد.

I need to finish my schoolwork before the deadline.

من باید قبل از مهلت تحویل، تکالیف مدرسه ام را تمام کنم.

She spends hours every day doing her schoolwork.

او هر روز ساعت ها برای انجام تکالیف مدرسه اش وقت می گذارد.

I struggle to keep up with my schoolwork and extracurricular activities.

من برای هماهنگ کردن تکالیف مدرسه و فعالیت های فوق برنامه ام مشکل دارم.

He always procrastinates when it comes to schoolwork.

او همیشه در مورد تکالیف مدرسه به تعویق می اندازد.

Completing schoolwork independently is an important skill for students.

انجام تکالیف مدرسه به طور مستقل یک مهارت مهم برای دانش آموزان است.

She excels in all her schoolwork subjects.

او در تمام دروس مدرسه اش عالی عمل می کند.

The teacher assigned a lot of schoolwork over the weekend.

معلم مقدار زیادی تکلیف برای آخر هفته تعیین کرد.

I need to organize my schoolwork to stay on track.

من باید تکالیف مدرسه ام را سازماندهی کنم تا در مسیر بمانم.

He struggles to balance his schoolwork and part-time job.

او برای متعادل کردن تکالیف مدرسه و کار پاره وقتش مشکل دارد.

Good time management is essential for completing schoolwork efficiently.

مدیریت زمان خوب برای انجام کارآمد تکالیف مدرسه ضروری است.

نمونه‌های واقعی

Look at you, taking your schoolwork all seriously.

به تو نگاه کن، تماماً به درس‌ و مشقات اهمیت می‌دهی.

منبع: Out of Control Season 3

Li Wen's unhappiness began to influence his schoolwork.

ناراحتی لی ون شروع به تأثیرگذاری بر درس و مشق او کرد.

منبع: New Target Junior High School English Grade 9 (Full Volume 1) (People's Education Press New Edition)

More and more students are using computers to do their schoolwork.

هر روز بیشتر و بیشتر از دانش‌آموزان از کامپیوتر برای انجام تکالیف خود استفاده می‌کنند.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

She told me she liked the schoolwork, and I was pleased.

به من گفت که از تکالیف مدرسه خوشش می‌آید و من خوشحال شدم.

منبع: The Story of the Brontë Family

Ramirez said she thinks many students are afraid to even begin their schoolwork.

رامیرز گفت که فکر می‌کند بسیاری از دانش‌آموزان حتی از شروع تکالیف خود می‌ترسند.

منبع: VOA Special December 2020 Collection

She says she watches Doris carefully to make sure she does her schoolwork.

او می‌گوید که با دقت مراقب دوریس است تا مطمئن شود که تکالیفش را انجام می‌دهد.

منبع: VOA Special November 2014 Collection

The girls wouldn't have the laptops to be able to do their schoolwork.

آن دختران لپ‌تاپ نخواهند داشت تا بتوانند تکالیف خود را انجام دهند.

منبع: VOA Standard English_ Technology

She said she slowly stopped playing sports and had trouble doing schoolwork.

او گفت که به تدریج دست از ورزش کردن کشید و در انجام تکالیف مشکل داشت.

منبع: This month VOA Special English

She then suggested he spend more time on his daily schoolwork.

سپس پیشنهاد کرد که او زمان بیشتری را صرف تکالیف روزانه‌اش کند.

منبع: VOA Special English Education

Some procrastinated their schoolwork through other productive tasks, like cleaning or working on other assignments.

برخی از آن‌ها با انجام کارهای سازنده دیگر مانند تمیز کردن یا کار بر روی تکالیف دیگر، انجام تکالیف خود را به تعویق انداختند.

منبع: Simple Psychology

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید