claves

[ایالات متحده]/ˈkleɪviːz/
[بریتانیا]/ˈkleɪvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سازهای موسیقایی ضربه‌ای ساخته شده از چوب

عبارات و ترکیب‌ها

key claves

کلیدها

claves de acceso

کلیدهای دسترسی

claves de seguridad

کلیدهای امنیتی

claves de cifrado

کلیدهای رمزنگاری

claves maestras

کلیدهای اصلی

claves de usuario

کلیدهای کاربر

claves digitales

کلیدهای دیجیتال

claves privadas

کلیدهای خصوصی

claves públicas

کلیدهای عمومی

claves de red

کلیدهای شبکه

جملات نمونه

she has the claves to unlock the mystery.

او کلیدهای باز کردن راز را دارد.

the teacher gave us the claves to understand the lesson.

معلم کلیدهای درک درس را به ما داد.

finding the claves is essential for solving the puzzle.

پیدا کردن کلیدها برای حل معما ضروری است.

his experience provided the claves for success.

تجربه او کلیدهای موفقیت را فراهم کرد.

the claves to effective communication include listening.

کلیدهای ارتباط موثر شامل گوش دادن است.

she discovered the claves to improving her health.

او کلیدهای بهبود سلامتی خود را کشف کرد.

understanding the claves of the market is crucial for investors.

درک کلیدهای بازار برای سرمایه گذاران حیاتی است.

he shared the claves to mastering the language.

او کلیدهای تسلط بر زبان را با ما به اشتراک گذاشت.

the claves of the recipe were hidden in the text.

کلیدهای دستور غذا در متن پنهان شده بود.

they found the claves to a successful partnership.

آنها کلیدهای یک مشارکت موفق را پیدا کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید