clavuss

[ایالات متحده]/ˈkleɪvəs/
[بریتانیا]/ˈkleɪvəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک خط بنفش عمودی یا زگیل روی پا

عبارات و ترکیب‌ها

clavus removal

برداشت زال‌گاه

clavus treatment

درمان زال‌گاه

clavus pain

درد زال‌گاه

clavus surgery

جراحی زال‌گاه

clavus formation

تشکیل زال‌گاه

clavus symptoms

علائم زال‌گاه

clavus care

مراقبت از زال‌گاه

clavus diagnosis

تشخیص زال‌گاه

clavus management

مدیریت زال‌گاه

clavus prevention

جلوگیری از زال‌گاه

جملات نمونه

he developed a clavus on his foot after wearing tight shoes.

او بعد از پوشیدن کفش‌های تنگ، یک زائده روی پایش ایجاد کرد.

the doctor recommended a treatment for the painful clavus.

پزشک یک درمان برای زائده دردناک توصیه کرد.

clavus can be prevented by wearing properly fitted footwear.

می‌توان از ایجاد زائده با پوشیدن کفش‌های مناسب اندازه جلوگیری کرد.

she used a pumice stone to remove the clavus from her heel.

او از سنگ پا برای از بین بردن زائده از پاشنه پا استفاده کرد.

regular foot care can help avoid the formation of clavus.

مراقبت منظم از پاها می‌تواند از تشکیل زائده جلوگیری کند.

he felt discomfort due to the clavus on his toe.

او به دلیل زائده روی انگشت پا احساس ناراحتی کرد.

clavus often occurs in people who stand for long periods.

زائده اغلب در افرادی که برای مدت طولانی ایستاده‌اند رخ می‌دهد.

she visited a podiatrist to get advice on treating her clavus.

او برای دریافت مشاوره در مورد درمان زائده خود به یک متخصص پا مراجعه کرد.

wearing soft insoles can alleviate the pressure on a clavus.

پوشیدن کفی‌های نرم می‌تواند فشار روی زائده را کاهش دهد.

he learned about various treatments for clavus at the health seminar.

او در سمینار سلامت در مورد درمان‌های مختلف برای زائده اطلاعاتی کسب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید