ingrown

[ایالات متحده]/ˈɪŋɡrəʊn/
[بریتانیا]/ˈɪnˌɡroʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در حال رشد به سمت داخل؛ در حال رشد به داخل گوشت؛ ذاتی

عبارات و ترکیب‌ها

ingrown hair

ریشه‌ی درون‌فرو رفته

ingrown toenail

گوشه ناخن

ingrown fingernail

ناخنِ درون‌فرو رفته

ingrown cyst

کیست درون‌فرو رفته

ingrown infection

عفونت ناشی از ریشه‌ی درون‌فرو رفته

ingrown problem

مشکل ریشه‌ی درون‌فرو رفته

ingrown condition

وضعیت ریشه‌ی درون‌فرو رفته

ingrown treatment

درمان ریشه‌ی درون‌فرو رفته

ingrown removal

بیرون‌راندن ریشه‌ی درون‌فرو رفته

ingrown remedy

راه حل برای ریشه‌ی درون‌فرو رفته

جملات نمونه

he had to see a doctor for his ingrown toenail.

او مجبور بود به دلیل ناخنک بیرون زده انگشت پا به پزشک مراجعه کند.

ingrown hairs can be quite painful and irritating.

موهای ناخنک زده می توانند بسیار دردناک و آزاردهنده باشند.

she used a special cream to treat her ingrown hair.

او از یک کرم خاص برای درمان موی ناخنک زده خود استفاده کرد.

ingrown nails often require surgical intervention.

ناخنک ها اغلب نیاز به مداخله جراحی دارند.

he learned how to prevent ingrown hairs while shaving.

او یاد گرفت که چگونه از بروز موهای ناخنک زده در هنگام اصلاح جلوگیری کند.

ingrown toenails can lead to infections if not treated.

ناخنک انگشت پا می تواند منجر به عفونت شود اگر درمان نشود.

she discovered an ingrown hair on her leg after shaving.

او پس از اصلاح، یک موی ناخنک زده روی پایش کشف کرد.

proper hygiene can help reduce the risk of ingrown hairs.

بهداشت مناسب می تواند به کاهش خطر بروز موهای ناخنک زده کمک کند.

he had to wear open-toed shoes because of his ingrown toenail.

او مجبور بود به دلیل ناخنک انگشت پا، کفش های باز بپوشد.

she visited a podiatrist for her persistent ingrown toenails.

او برای ناخنک انگشت پای مداوم خود به یک متخصص پا مراجعه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید