ingrown hair
ریشهی درونفرو رفته
ingrown toenail
گوشه ناخن
ingrown fingernail
ناخنِ درونفرو رفته
ingrown cyst
کیست درونفرو رفته
ingrown infection
عفونت ناشی از ریشهی درونفرو رفته
ingrown problem
مشکل ریشهی درونفرو رفته
ingrown condition
وضعیت ریشهی درونفرو رفته
ingrown treatment
درمان ریشهی درونفرو رفته
ingrown removal
بیرونراندن ریشهی درونفرو رفته
ingrown remedy
راه حل برای ریشهی درونفرو رفته
he had to see a doctor for his ingrown toenail.
او مجبور بود به دلیل ناخنک بیرون زده انگشت پا به پزشک مراجعه کند.
ingrown hairs can be quite painful and irritating.
موهای ناخنک زده می توانند بسیار دردناک و آزاردهنده باشند.
she used a special cream to treat her ingrown hair.
او از یک کرم خاص برای درمان موی ناخنک زده خود استفاده کرد.
ingrown nails often require surgical intervention.
ناخنک ها اغلب نیاز به مداخله جراحی دارند.
he learned how to prevent ingrown hairs while shaving.
او یاد گرفت که چگونه از بروز موهای ناخنک زده در هنگام اصلاح جلوگیری کند.
ingrown toenails can lead to infections if not treated.
ناخنک انگشت پا می تواند منجر به عفونت شود اگر درمان نشود.
she discovered an ingrown hair on her leg after shaving.
او پس از اصلاح، یک موی ناخنک زده روی پایش کشف کرد.
proper hygiene can help reduce the risk of ingrown hairs.
بهداشت مناسب می تواند به کاهش خطر بروز موهای ناخنک زده کمک کند.
he had to wear open-toed shoes because of his ingrown toenail.
او مجبور بود به دلیل ناخنک انگشت پا، کفش های باز بپوشد.
she visited a podiatrist for her persistent ingrown toenails.
او برای ناخنک انگشت پای مداوم خود به یک متخصص پا مراجعه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید