cleannesses

[ایالات متحده]/ˈkliːn.nəs.ɪz/
[بریتانیا]/ˈkliːn.nəs.ɪz/

ترجمه

n. حالت یا کیفیت تمیزی؛ حالت خلوص یا بدون لکه بودن

عبارات و ترکیب‌ها

pure cleannesses

پاکیزگی‌های محض

natural cleannesses

پاکیزگی‌های طبیعی

urban cleannesses

پاکیزگی‌های شهری

fresh cleannesses

پاکیزگی‌های تازه

daily cleannesses

پاکیزگی‌های روزانه

inner cleannesses

پاکیزگی‌های درونی

surface cleannesses

پاکیزگی‌های سطحی

total cleannesses

پاکیزگی‌های کل

environmental cleannesses

پاکیزگی‌های محیطی

essential cleannesses

پاکیزگی‌های ضروری

جملات نمونه

maintaining cleannesses in public places is essential.

حفظ نظافت در مکان های عمومی ضروری است.

the hotel prides itself on its high standards of cleannesses.

هتل به استانداردهای بالای نظافت خود افتخار می کند.

regular inspections ensure the cleannesses of the facilities.

بازرسی های منظم از نظافت امکانات اطمینان حاصل می کنند.

we should promote the importance of cleannesses in our community.

ما باید اهمیت نظافت در جامعه خود را ترویج کنیم.

her commitment to cleannesses inspired others to follow suit.

تعهد او به نظافت الهام بخش دیگران برای پیروی از آن بود.

cleannesses in the kitchen are crucial for food safety.

نظافت در آشپزخانه برای ایمنی غذا بسیار مهم است.

environmental cleannesses contribute to better health outcomes.

نظافت محیط زیست به بهبود نتایج بهداشتی کمک می کند.

they implemented new policies to enhance cleannesses in the workplace.

آنها سیاست های جدیدی را برای افزایش نظافت در محل کار اجرا کردند.

community events often focus on promoting cleannesses and recycling.

رویدادهای اجتماعی اغلب بر ترویج نظافت و بازیافت تمرکز دارند.

she emphasized the need for cleannesses in her speech.

او بر لزوم نظافت در سخنرانی خود تاکید کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید