cleansable

[ایالات متحده]/ˈkliːnzəbl/
[بریتانیا]/ˈkliːnzəbl/

ترجمه

adj. قابل تمیز دادن; قابل تصفیه; قابل خالص شدن

عبارات و ترکیب‌ها

cleansable surface

سطح قابل تمیز کردن

cleansable material

مواد قابل تمیز کردن

cleansable area

منطقه قابل تمیز کردن

cleansable device

دستگاه قابل تمیز کردن

cleansable product

محصول قابل تمیز کردن

cleansable fabric

پارچه قابل تمیز کردن

cleansable component

قطعه قابل تمیز کردن

cleansable item

قطعه قابل تمیز کردن

cleansable zone

ناحیه قابل تمیز کردن

cleansable finish

پوشش قابل تمیز کردن

جملات نمونه

the surface is cleansable with a damp cloth.

سطح را می‌توان با یک پارچه مرطوب تمیز کرد.

choose cleansable materials for easier maintenance.

مواد قابل تمیز کردن را برای نگهداری آسان انتخاب کنید.

most modern fabrics are cleansable and durable.

اکثر پارچه‌های مدرن قابل تمیز کردن و بادوام هستند.

this product is designed to be cleansable after use.

این محصول برای تمیز کردن پس از استفاده طراحی شده است.

always check if the item is cleansable before purchase.

همیشه قبل از خرید بررسی کنید که آیا محصول قابل تمیز کردن است یا خیر.

her cleansable shoes are perfect for the rainy season.

کفش‌های قابل تمیز کردن او برای فصل بارانی عالی هستند.

the kitchen countertop is made of cleansable stone.

سطح کانتر آشپزخانه از سنگ قابل تمیز کردن ساخته شده است.

they prefer cleansable surfaces for their restaurant.

آنها ترجیح می‌دهند برای رستوران خود از سطوح قابل تمیز کردن استفاده کنند.

the cleansable design makes cleaning a breeze.

طراحی قابل تمیز کردن باعث می‌شود تمیز کردن بسیار آسان باشد.

invest in cleansable furniture for easy upkeep.

برای نگهداری آسان در مبلمان قابل تمیز کردن سرمایه گذاری کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید