mouse clicking
کلیک ماوس
fast clicking
کلیک سریع
double clicking
دو بار کلیک کردن
button clicking
کلیک دکمه
She kept clicking her pen during the meeting.
او در طول جلسه مدام قلماش را میزد.
The sound of clicking heels echoed in the hallway.
صدای پاشنههای کلیکدار در راهرو طنینانداز بود.
He couldn't stop clicking through the photos on his phone.
او نمیتوانست دست از ورق زدن عکسها در تلفن همراه خود بردارد.
The constant clicking of the keyboard could be heard from the next room.
صدای کلیک مداوم صفحه کلید را میتوانستید از اتاق بعدی بشنوید.
She was clicking away on her camera, capturing every moment.
او با دوربینش عکس میگرفت و سعی میکرد از هر لحظهای عکس بگیرد.
The audience was clicking their fingers in appreciation of the performance.
تماشاگران از تشکر، انگشتان خود را میزدند.
He was clicking his tongue in disapproval of their behavior.
او به نشانه نارضایتی از رفتارشان زبانش را میزد.
The photographer was clicking away, trying to get the perfect shot.
عکاس با تمام توان عکس میگرفت و سعی میکرد بهترین عکس را بگیرد.
The teacher emphasized the importance of clicking with the students to build a good rapport.
معلم بر اهمیت ارتباط با دانشآموزان برای ایجاد یک رابطه خوب تاکید کرد.
mouse clicking
کلیک ماوس
fast clicking
کلیک سریع
double clicking
دو بار کلیک کردن
button clicking
کلیک دکمه
She kept clicking her pen during the meeting.
او در طول جلسه مدام قلماش را میزد.
The sound of clicking heels echoed in the hallway.
صدای پاشنههای کلیکدار در راهرو طنینانداز بود.
He couldn't stop clicking through the photos on his phone.
او نمیتوانست دست از ورق زدن عکسها در تلفن همراه خود بردارد.
The constant clicking of the keyboard could be heard from the next room.
صدای کلیک مداوم صفحه کلید را میتوانستید از اتاق بعدی بشنوید.
She was clicking away on her camera, capturing every moment.
او با دوربینش عکس میگرفت و سعی میکرد از هر لحظهای عکس بگیرد.
The audience was clicking their fingers in appreciation of the performance.
تماشاگران از تشکر، انگشتان خود را میزدند.
He was clicking his tongue in disapproval of their behavior.
او به نشانه نارضایتی از رفتارشان زبانش را میزد.
The photographer was clicking away, trying to get the perfect shot.
عکاس با تمام توان عکس میگرفت و سعی میکرد بهترین عکس را بگیرد.
The teacher emphasized the importance of clicking with the students to build a good rapport.
معلم بر اهمیت ارتباط با دانشآموزان برای ایجاد یک رابطه خوب تاکید کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید