clodhopper boots
نیمبوتهای کلودهاپر
clodhopper hat
کلاه کلودهاپر
clodhopper humor
طنز کلودهاپر
clodhopper attitude
نگاه کلودهاپر
clodhopper style
سبک کلودهاپر
clodhopper dance
رقص کلودهاپر
clodhopper shoes
کفشهای کلودهاپر
clodhopper talk
گفتار کلودهاپر
clodhopper farmer
کشاورز کلودهاپر
clodhopper festival
جشنواره کلودهاپر
he always acted like a clodhopper at social gatherings.
او همیشه مانند یک خُدّاب پا در جمعهای اجتماعی رفتار میکرد.
don't be such a clodhopper; try to be more graceful.
اینقدر خُدّاب پا نباشید؛ سعی کنید مؤدبتر باشید.
she called him a clodhopper for his silly mistakes.
او او را به خاطر اشتباهات احمقانه اش خُدّاب پا صدا زد.
even a clodhopper can learn to dance with practice.
حتی یک خُدّاب پا هم با تمرین میتواند یاد بگیرد چگونه برقصد.
the clodhopper stumbled over his own feet.
خُدّاب پا روی پای خود سر خورد.
he felt like a clodhopper in the fancy restaurant.
او در رستوران مجلل احساس میکرد که یک خُدّاب پا است.
her clodhopper attitude made it hard to fit in.
حرف و عمل خُدّاب پای او باعث میشد که هماهنگ شدن با دیگران سخت باشد.
they laughed at his clodhopper jokes.
آنها به شوخیهای خُدّاب پای او خندیدند.
he was a clodhopper when it came to fashion.
او در مورد مد یک خُدّاب پا بود.
don't be such a clodhopper; think before you speak.
اینقدر خُدّاب پا نباشید؛ قبل از صحبت کردن فکر کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید