traffic clogger
ترافیکساز
drain clogger
مسدود کننده فاضلاب
pipe clogger
مسدود کننده لوله
clogger removal
حذف گرفتگی
clogger solution
راه حل گرفتگی
clogger issue
مشکل گرفتگی
clogger prevention
جلوگیری از گرفتگی
clogger treatment
درمان گرفتگی
clogger expert
متخصص گرفتگی
clogger inspection
بازرسی گرفتگی
the drain was blocked by a clogger.
چاهک توسط یک گرفتگی مسدود شده بود.
she used a clogger to clear the sink.
او از یک گرفتگی برای باز کردن سینک استفاده کرد.
the plumber identified the clogger in the pipe.
لوله کش گرفتگی را در لوله شناسایی کرد.
a clogger can cause serious plumbing issues.
یک گرفتگی می تواند باعث مشکلات جدی لوله کشی شود.
he removed the clogger with a snake tool.
او گرفتگی را با یک ابزار مارمولکی برداشت.
the kitchen sink has a persistent clogger.
سینک ظرفشویی آشپزخانه یک گرفتگی مداوم دارد.
regular maintenance can prevent cloggers.
تعویض منظم می تواند از گرفتگی ها جلوگیری کند.
she learned how to deal with a clogger.
او یاد گرفت که چگونه با یک گرفتگی مقابله کند.
using hot water can dissolve some cloggers.
استفاده از آب گرم می تواند برخی از گرفتگی ها را حل کند.
he found a clogger in the toilet after the guests left.
او بعد از رفتن مهمان ها یک گرفتگی در توالت پیدا کرد.
traffic clogger
ترافیکساز
drain clogger
مسدود کننده فاضلاب
pipe clogger
مسدود کننده لوله
clogger removal
حذف گرفتگی
clogger solution
راه حل گرفتگی
clogger issue
مشکل گرفتگی
clogger prevention
جلوگیری از گرفتگی
clogger treatment
درمان گرفتگی
clogger expert
متخصص گرفتگی
clogger inspection
بازرسی گرفتگی
the drain was blocked by a clogger.
چاهک توسط یک گرفتگی مسدود شده بود.
she used a clogger to clear the sink.
او از یک گرفتگی برای باز کردن سینک استفاده کرد.
the plumber identified the clogger in the pipe.
لوله کش گرفتگی را در لوله شناسایی کرد.
a clogger can cause serious plumbing issues.
یک گرفتگی می تواند باعث مشکلات جدی لوله کشی شود.
he removed the clogger with a snake tool.
او گرفتگی را با یک ابزار مارمولکی برداشت.
the kitchen sink has a persistent clogger.
سینک ظرفشویی آشپزخانه یک گرفتگی مداوم دارد.
regular maintenance can prevent cloggers.
تعویض منظم می تواند از گرفتگی ها جلوگیری کند.
she learned how to deal with a clogger.
او یاد گرفت که چگونه با یک گرفتگی مقابله کند.
using hot water can dissolve some cloggers.
استفاده از آب گرم می تواند برخی از گرفتگی ها را حل کند.
he found a clogger in the toilet after the guests left.
او بعد از رفتن مهمان ها یک گرفتگی در توالت پیدا کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید