clop along
قدم زدن آرام
clop sound
صدای ضربه
clop away
دور رفتن
clop hoofs
ضربه سم
clop beat
ضرب آرام
clop rhythm
ریتم ضربه
clop past
عبور از کنار
clop down
به سمت پایین آمدن
clop back
بازگشت
clop forward
به جلو رفتن
the horse began to clop down the street.
اسب شروع به صدا دادن در خیابان کرد.
we could hear the clop of hooves in the distance.
ما میتوانستیم صدای سم اسبها را در دوردست بشنویم.
as the parade passed, the clop of the horses filled the air.
همانطور که رژه میگذشت، صدای سم اسبها هوا را پر میکرد.
the sound of clop echoed in the quiet village.
صدای سم اسب در روستای آرام طنینانداز بود.
she loved to hear the clop of her horse on the gravel path.
او عاشق شنیدن صدای سم اسبش روی مسیر خاکی بود.
the clop of the horse's hooves signaled their arrival.
صدای سم اسبها نشاندهنده رسیدن آنها بود.
he enjoyed the rhythmic clop as they rode through the countryside.
او از صدای ریتمیک سم اسبها در حین عبور از حومه شهر لذت میبرد.
the clop of the horse was a comforting sound.
صدای سم اسب یک صدای دلپذیر بود.
she watched the clop of the ponies as they trotted along.
او به تماشای صدای سم اسبها در حین حرکت به جلو رفت.
the clop of the carriage wheels was heard as they approached.
صدای چرخهای درشکه شنیده شد همانطور که نزدیک میشدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید