clops and claps
صدای چکا چک و دست زدن
clops of hooves
صدای چکاچک سم
clops of feet
صدای چکاچک پا
clops in rhythm
صدای چکاچک با ریتم
clops of horses
صدای چکاچک اسبها
clops echoing back
صدای چکاچکی که بازمیگردد
clops on pavement
صدای چکاچک روی پیادهرو
clops of boots
صدای چکاچک چکمهها
clops of dancers
صدای چکاچک رقصندهها
he heard the clops of the horse's hooves on the pavement.
او صدای ضربههای اسبها را روی پیادهرو شنید.
the clops echoed through the quiet village.
صدای ضربهها در روستای آرام طنینانداز بود.
as the clops grew louder, they knew the cavalry was approaching.
با بلندتر شدن صدای ضربهها، آنها فهمیدند که سوارکاران نزدیک میشوند.
she smiled at the sound of clops coming from the stable.
او با شنیدن صدای ضربهها از سمت دامداری لبخند زد.
the children loved to imitate the clops of horses while playing.
کودکان عاشق تقلید از صدای ضربههای اسبها در حین بازی بودند.
they could hear the clops of the donkey as it carried supplies.
آنها میتوانستند صدای ضربههای شتر را در حین حمل بار بشنوند.
the rhythmic clops made the journey feel more adventurous.
صدای ضربههای ریتمیک باعث شد سفر ماجراجویانه به نظر برسد.
in the distance, the clops signaled the arrival of a carriage.
در دوردست، صدای ضربهها نشاندهنده ورود یک واگن بود.
she recorded the clops of the horses for her project.
او صدای ضربههای اسبها را برای پروژهاش ضبط کرد.
the clops faded away as the horses moved further down the road.
با دور شدن اسبها، صدای ضربهها محو شد.
clops and claps
صدای چکا چک و دست زدن
clops of hooves
صدای چکاچک سم
clops of feet
صدای چکاچک پا
clops in rhythm
صدای چکاچک با ریتم
clops of horses
صدای چکاچک اسبها
clops echoing back
صدای چکاچکی که بازمیگردد
clops on pavement
صدای چکاچک روی پیادهرو
clops of boots
صدای چکاچک چکمهها
clops of dancers
صدای چکاچک رقصندهها
he heard the clops of the horse's hooves on the pavement.
او صدای ضربههای اسبها را روی پیادهرو شنید.
the clops echoed through the quiet village.
صدای ضربهها در روستای آرام طنینانداز بود.
as the clops grew louder, they knew the cavalry was approaching.
با بلندتر شدن صدای ضربهها، آنها فهمیدند که سوارکاران نزدیک میشوند.
she smiled at the sound of clops coming from the stable.
او با شنیدن صدای ضربهها از سمت دامداری لبخند زد.
the children loved to imitate the clops of horses while playing.
کودکان عاشق تقلید از صدای ضربههای اسبها در حین بازی بودند.
they could hear the clops of the donkey as it carried supplies.
آنها میتوانستند صدای ضربههای شتر را در حین حمل بار بشنوند.
the rhythmic clops made the journey feel more adventurous.
صدای ضربههای ریتمیک باعث شد سفر ماجراجویانه به نظر برسد.
in the distance, the clops signaled the arrival of a carriage.
در دوردست، صدای ضربهها نشاندهنده ورود یک واگن بود.
she recorded the clops of the horses for her project.
او صدای ضربههای اسبها را برای پروژهاش ضبط کرد.
the clops faded away as the horses moved further down the road.
با دور شدن اسبها، صدای ضربهها محو شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید