clopped

[ایالات متحده]/klɒpt/
[بریتانیا]/klɑpt/

ترجمه

n. صدای سم اسب
vi. صدایی مانند صدای سم اسب تولید کردن

عبارات و ترکیب‌ها

clopped along

همراه با ضربه حرکت کرد

clopped away

با ضربه دور شد

clopped loudly

با صدای بلند ضربه زد

clopped together

با هم ضربه زدند

clopped back

به عقب ضربه زد

clopped down

به پایین ضربه زد

clopped forward

به جلو ضربه زد

clopped softly

به آرامی ضربه زد

clopped swiftly

به سرعت ضربه زد

clopped past

کنار ضربه زد

جملات نمونه

the horse clopped down the road.

اسب در طول جاده قدم می‌زد.

she clopped her heels on the wooden floor.

او پاشنه هایش را روی کف چوبی می کوبید.

the sound of hooves clopped in the distance.

صدای سم اسبها در دوردست شنیده می شد.

he clopped around the barn, checking on the animals.

او در اطراف طویله قدم زد و از حیوانات مراقبت کرد.

the children clopped their boots in the puddles.

کودکان چکمه هایشان را در چاله ها می کوبیدند.

the parade began as the horses clopped down the street.

همانطور که اسبها در خیابان قدم می زدند، رژه شروع شد.

she loved the sound of her horse clopping on the pavement.

او صدای اسبش را در پیاده رو دوست داشت.

the clopped rhythm of the hooves was soothing.

ریتم آرام قدم زدن سم اسبها آرامش بخش بود.

as they rode, the horses clopped steadily along the trail.

همانطور که سوار می شدند، اسبها به طور پیوسته در امتداد مسیر قدم می زدند.

the clopped sound echoed in the quiet countryside.

صدای قدم زدن در فضای باز روستایی طنین انداز شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید