clopped along
همراه با ضربه حرکت کرد
clopped away
با ضربه دور شد
clopped loudly
با صدای بلند ضربه زد
clopped together
با هم ضربه زدند
clopped back
به عقب ضربه زد
clopped down
به پایین ضربه زد
clopped forward
به جلو ضربه زد
clopped softly
به آرامی ضربه زد
clopped swiftly
به سرعت ضربه زد
clopped past
کنار ضربه زد
the horse clopped down the road.
اسب در طول جاده قدم میزد.
she clopped her heels on the wooden floor.
او پاشنه هایش را روی کف چوبی می کوبید.
the sound of hooves clopped in the distance.
صدای سم اسبها در دوردست شنیده می شد.
he clopped around the barn, checking on the animals.
او در اطراف طویله قدم زد و از حیوانات مراقبت کرد.
the children clopped their boots in the puddles.
کودکان چکمه هایشان را در چاله ها می کوبیدند.
the parade began as the horses clopped down the street.
همانطور که اسبها در خیابان قدم می زدند، رژه شروع شد.
she loved the sound of her horse clopping on the pavement.
او صدای اسبش را در پیاده رو دوست داشت.
the clopped rhythm of the hooves was soothing.
ریتم آرام قدم زدن سم اسبها آرامش بخش بود.
as they rode, the horses clopped steadily along the trail.
همانطور که سوار می شدند، اسبها به طور پیوسته در امتداد مسیر قدم می زدند.
the clopped sound echoed in the quiet countryside.
صدای قدم زدن در فضای باز روستایی طنین انداز شد.
clopped along
همراه با ضربه حرکت کرد
clopped away
با ضربه دور شد
clopped loudly
با صدای بلند ضربه زد
clopped together
با هم ضربه زدند
clopped back
به عقب ضربه زد
clopped down
به پایین ضربه زد
clopped forward
به جلو ضربه زد
clopped softly
به آرامی ضربه زد
clopped swiftly
به سرعت ضربه زد
clopped past
کنار ضربه زد
the horse clopped down the road.
اسب در طول جاده قدم میزد.
she clopped her heels on the wooden floor.
او پاشنه هایش را روی کف چوبی می کوبید.
the sound of hooves clopped in the distance.
صدای سم اسبها در دوردست شنیده می شد.
he clopped around the barn, checking on the animals.
او در اطراف طویله قدم زد و از حیوانات مراقبت کرد.
the children clopped their boots in the puddles.
کودکان چکمه هایشان را در چاله ها می کوبیدند.
the parade began as the horses clopped down the street.
همانطور که اسبها در خیابان قدم می زدند، رژه شروع شد.
she loved the sound of her horse clopping on the pavement.
او صدای اسبش را در پیاده رو دوست داشت.
the clopped rhythm of the hooves was soothing.
ریتم آرام قدم زدن سم اسبها آرامش بخش بود.
as they rode, the horses clopped steadily along the trail.
همانطور که سوار می شدند، اسبها به طور پیوسته در امتداد مسیر قدم می زدند.
the clopped sound echoed in the quiet countryside.
صدای قدم زدن در فضای باز روستایی طنین انداز شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید