in the closet
در کمد
he was closeted with the king.
او با پادشاه در خفا ملاقات میکرد.
closeted themselves with their attorneys.
آنها خود را با وکلایشان در خفا ملاقات کردند.
he returned home and closeted himself in his room.
او به خانه بازگشت و خود را در اتاقش در خفا حبس کرد.
among those who voted against it were some closeted gays.
در میان کسانی که به آن رای ندادند، برخی از همجنسگرایان پنهان بودند.
He is closeted about his true feelings.
او در مورد احساسات واقعی خود پنهانکاری میکند.
She is closeted in her room studying for exams.
او در اتاقش در حال مطالعه برای امتحان است.
They are closeted away in the mountains for a retreat.
آنها برای یک تفریح در کوهها در خفا هستند.
The celebrity is closeted about their personal life.
این سلبریتی در مورد زندگی شخصی خود پنهانکاری میکند.
The company's financial troubles were closeted from the public.
مشکلات مالی شرکت از مردم پنهان بود.
She is closeted in the library working on her research paper.
او در کتابخانه روی مقاله تحقیقاتی خود کار میکند.
He is closeted in his office preparing for the presentation.
او در دفتر کارش برای ارائه آماده میشود.
The artist is closeted in the studio creating new pieces.
هنرمند در استودیو مشغول خلق آثار جدید است.
The politician is closeted with advisors discussing strategy.
سیاستمدان با مشاوران در حال بحث در مورد استراتژی هستند.
The students are closeted in the lab conducting experiments.
دانشجویان در آزمایشگاه مشغول انجام آزمایش هستند.
in the closet
در کمد
he was closeted with the king.
او با پادشاه در خفا ملاقات میکرد.
closeted themselves with their attorneys.
آنها خود را با وکلایشان در خفا ملاقات کردند.
he returned home and closeted himself in his room.
او به خانه بازگشت و خود را در اتاقش در خفا حبس کرد.
among those who voted against it were some closeted gays.
در میان کسانی که به آن رای ندادند، برخی از همجنسگرایان پنهان بودند.
He is closeted about his true feelings.
او در مورد احساسات واقعی خود پنهانکاری میکند.
She is closeted in her room studying for exams.
او در اتاقش در حال مطالعه برای امتحان است.
They are closeted away in the mountains for a retreat.
آنها برای یک تفریح در کوهها در خفا هستند.
The celebrity is closeted about their personal life.
این سلبریتی در مورد زندگی شخصی خود پنهانکاری میکند.
The company's financial troubles were closeted from the public.
مشکلات مالی شرکت از مردم پنهان بود.
She is closeted in the library working on her research paper.
او در کتابخانه روی مقاله تحقیقاتی خود کار میکند.
He is closeted in his office preparing for the presentation.
او در دفتر کارش برای ارائه آماده میشود.
The artist is closeted in the studio creating new pieces.
هنرمند در استودیو مشغول خلق آثار جدید است.
The politician is closeted with advisors discussing strategy.
سیاستمدان با مشاوران در حال بحث در مورد استراتژی هستند.
The students are closeted in the lab conducting experiments.
دانشجویان در آزمایشگاه مشغول انجام آزمایش هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید