clothespins

[ایالات متحده]/ˈkləʊðspɪnz/
[بریتانیا]/ˈkloʊðspɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی گیره که برای اتصال لباس‌ها به بند لباس استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

wooden clothespins

کلیدهای چوبی

colorful clothespins

کلیدهای رنگارنگ

plastic clothespins

کلیدهای پلاستیکی

metal clothespins

کلیدهای فلزی

decorative clothespins

کلیدهای تزئینی

mini clothespins

کلیدهای کوچک

large clothespins

کلیدهای بزرگ

strong clothespins

کلیدهای محکم

metallic clothespins

کلیدهای فلزی

clip clothespins

کلیدهای گیره ای

جملات نمونه

i need to buy some clothespins for the laundry.

من نیاز دارم چند عدد گیره لباس برای اتوکشی بخرم.

she used clothespins to secure the tablecloth.

او از گیره لباس برای محکم کردن رومیزی استفاده کرد.

clothespins are essential for hanging clothes outside.

گیره لباس برای آویزان کردن لباس در فضای باز ضروری است.

we can use clothespins to organize our notes.

ما می توانیم از گیره لباس برای سازماندهی یادداشت های خود استفاده کنیم.

he painted clothespins for a craft project.

او گیره لباس را برای یک پروژه دستی رنگ کرد.

clothespins can be used as a fun decoration.

می توان از گیره لباس به عنوان یک تزئینات سرگرم کننده استفاده کرد.

she clipped the photos together with clothespins.

او عکس ها را با گیره لباس به هم سنجاق کرد.

clothespins are handy for securing bags of snacks.

گیره لباس برای محکم کردن کیسه‌های تنقلات بسیار مفید است.

he bought colorful clothespins for his art project.

او گیره لباس رنگارنگ برای پروژه هنری خود خرید.

we hung the decorations with clothespins at the party.

ما تزئینات را با گیره لباس در مهمانی آویزان کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید