clucks

[ایالات متحده]/klʌks/
[بریتانیا]/klʌks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (از یک مرغ) صدای جیک جیک کردن تولید کردن؛ شخص سوم مفرد از جیک جیک
n. احمق؛ بی‌خود (زبان عامیانه)

عبارات و ترکیب‌ها

chicken clucks

ورقه‌های مرغ

clucks loudly

با صدای بلند کلک می‌کند

soft clucks

کلک‌های آرام

clucks happily

با خوشحالی کلک می‌کند

frequent clucks

کلک‌های مکرر

clucks persistently

به طور مداوم کلک می‌کند

clucks softly

به آرامی کلک می‌کند

clucks in surprise

با تعجب کلک می‌کند

clucks of joy

کلک‌های شادی

clucks for attention

کلک برای جلب توجه

جملات نمونه

the hen clucks softly in the morning.

مرغ صبح‌ها به آرامی کلاه‌ک می‌کند.

she clucks her tongue disapprovingly.

او با نارضایتی زبانش را کلاه‌ک می‌کند.

the chicken clucks when it's happy.

وقتی که خوشحال است، مرغ کلاه‌ک می‌کند.

he clucks like a chicken to make the kids laugh.

او برای خنداندن بچه‌ها مثل یک مرغ کلاه‌ک می‌کند.

she clucks at the sight of the messy kitchen.

با دیدن آشپزخانه نامرتب، او کلاه‌ک می‌کند.

the farmer loves the way the rooster clucks.

کشاورز شیوه کلاه‌ک کردن خروس را دوست دارد.

he clucks in agreement with the speaker.

او با سخنران موافقت می‌کند و کلاه‌ک می‌کند.

the mother hen clucks to call her chicks.

مرغ مادر برای صدا زدن جوجه‌هایش کلاه‌ک می‌کند.

she clucks when she sees a mistake in the report.

وقتی اشتباهی در گزارش می‌بیند، او کلاه‌ک می‌کند.

the old lady clucks at the noisy children.

بزرگسال پیر به کودکان پر سر و صدا کلاه‌ک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید