coalbins storage
ذخیره سازی دیگ های زغال سنگ
coalbins delivery
تحویل دیگ های زغال سنگ
coalbins maintenance
نگهداری دیگ های زغال سنگ
coalbins installation
نصب دیگ های زغال سنگ
coalbins management
مدیریت دیگ های زغال سنگ
coalbins inspection
بازرسی دیگ های زغال سنگ
coalbins design
طراحی دیگ های زغال سنگ
coalbins usage
استفاده از دیگ های زغال سنگ
coalbins efficiency
راندمان دیگ های زغال سنگ
coalbins supply
تامین دیگ های زغال سنگ
the workers filled the coalbins with fresh coal.
کارگران سطلهای زغال را با زغال تازه پر کردند.
we need to check the coalbins before winter arrives.
ما باید قبل از رسیدن زمستان، سطلهای زغال را بررسی کنیم.
the coalbins were overflowing after the delivery.
پس از تحویل، سطلهای زغال سرریز شده بودند.
he organized the coalbins to optimize storage space.
او سطلهای زغال را برای بهینهسازی فضای ذخیرهسازی سازماندهی کرد.
they installed new coalbins to improve efficiency.
آنها سطلهای زغال جدید نصب کردند تا کارایی را بهبود بخشند.
coalbins are essential for managing fuel supplies.
سطلهای زغال برای مدیریت منابع سوختی ضروری هستند.
the old coalbins were replaced with modern ones.
سطلهای زغال قدیمی با سطلهای مدرن جایگزین شدند.
regular maintenance of coalbins is necessary for safety.
تعویض منظم سطلهای زغال برای ایمنی ضروری است.
we have to ensure the coalbins are sealed properly.
ما باید اطمینان حاصل کنیم که سطلهای زغال به درستی مهر و موم شدهاند.
during the inspection, we found several damaged coalbins.
در طول بازرسی، چندین سطل زغال آسیبدیده پیدا کردیم.
coalbins storage
ذخیره سازی دیگ های زغال سنگ
coalbins delivery
تحویل دیگ های زغال سنگ
coalbins maintenance
نگهداری دیگ های زغال سنگ
coalbins installation
نصب دیگ های زغال سنگ
coalbins management
مدیریت دیگ های زغال سنگ
coalbins inspection
بازرسی دیگ های زغال سنگ
coalbins design
طراحی دیگ های زغال سنگ
coalbins usage
استفاده از دیگ های زغال سنگ
coalbins efficiency
راندمان دیگ های زغال سنگ
coalbins supply
تامین دیگ های زغال سنگ
the workers filled the coalbins with fresh coal.
کارگران سطلهای زغال را با زغال تازه پر کردند.
we need to check the coalbins before winter arrives.
ما باید قبل از رسیدن زمستان، سطلهای زغال را بررسی کنیم.
the coalbins were overflowing after the delivery.
پس از تحویل، سطلهای زغال سرریز شده بودند.
he organized the coalbins to optimize storage space.
او سطلهای زغال را برای بهینهسازی فضای ذخیرهسازی سازماندهی کرد.
they installed new coalbins to improve efficiency.
آنها سطلهای زغال جدید نصب کردند تا کارایی را بهبود بخشند.
coalbins are essential for managing fuel supplies.
سطلهای زغال برای مدیریت منابع سوختی ضروری هستند.
the old coalbins were replaced with modern ones.
سطلهای زغال قدیمی با سطلهای مدرن جایگزین شدند.
regular maintenance of coalbins is necessary for safety.
تعویض منظم سطلهای زغال برای ایمنی ضروری است.
we have to ensure the coalbins are sealed properly.
ما باید اطمینان حاصل کنیم که سطلهای زغال به درستی مهر و موم شدهاند.
during the inspection, we found several damaged coalbins.
در طول بازرسی، چندین سطل زغال آسیبدیده پیدا کردیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید