gentle coaxings
تلاشهای لطیف
after coaxings
پس از تلاشها
with coaxings
با تلاشها
subtle coaxings
تلاشهای ریز
initial coaxings
تلاشهای اولیه
persistent coaxings
تلاشهای پایدار
patient coaxings
تلاشهای صبور
soft coaxings
تلاشهای نرم
through coaxings
از طریق تلاشها
failed coaxings
تلاشهای ناکام
the salesperson used clever coaxings to close the deal.
فروشنده با استفاده از تشویقات هوشمند برای بستن معامله استفاده کرد.
her gentle coaxings finally convinced him to try the new restaurant.
تشویقات مهربانه او در نهایت او را متقاعد کرد تا رستوران جدید را امتحان کند.
the child responded to her mother's coaxings with a stubborn silence.
کودک به تشویقات مادرش با سکوتی یکنواخت پاسخ داد.
he employed subtle coaxings to get the information he needed.
او از تشویقات ظریف برای دریافت اطلاعاتی که نیاز داشت استفاده کرد.
the trainer relied on positive coaxings to encourage the dog.
тренер به تشویقات مثبت برای تشویق سگ استناد کرد.
despite her best coaxings, he refused to change his mind.
هر چند او بهترین تشویقات را استفاده کرد، او نمیخواست نظر خود را تغییر دهد.
the manager's coaxings proved ineffective with the disgruntled employee.
تشویقات مدیر با کارمند ناراضی اثبات ناکارآمد بود.
through patient coaxings, she managed to extract the truth from him.
با استفاده از تشویقات صبور، او توانست راز را از او بیرون بکشد.
the politician's coaxings were aimed at securing votes.
تشویقات سیاستمدار به دنبال اطمینان از رایها بود.
the team used a combination of praise and coaxings to motivate the players.
تیم از ترکیبی از تحسین و تشویقات برای تشویق بازیکنان استفاده کرد.
the software developer used coaxings to debug the program.
توسعه دهنده نرم افزار از تشویقات برای عیب یابی برنامه استفاده کرد.
gentle coaxings
تلاشهای لطیف
after coaxings
پس از تلاشها
with coaxings
با تلاشها
subtle coaxings
تلاشهای ریز
initial coaxings
تلاشهای اولیه
persistent coaxings
تلاشهای پایدار
patient coaxings
تلاشهای صبور
soft coaxings
تلاشهای نرم
through coaxings
از طریق تلاشها
failed coaxings
تلاشهای ناکام
the salesperson used clever coaxings to close the deal.
فروشنده با استفاده از تشویقات هوشمند برای بستن معامله استفاده کرد.
her gentle coaxings finally convinced him to try the new restaurant.
تشویقات مهربانه او در نهایت او را متقاعد کرد تا رستوران جدید را امتحان کند.
the child responded to her mother's coaxings with a stubborn silence.
کودک به تشویقات مادرش با سکوتی یکنواخت پاسخ داد.
he employed subtle coaxings to get the information he needed.
او از تشویقات ظریف برای دریافت اطلاعاتی که نیاز داشت استفاده کرد.
the trainer relied on positive coaxings to encourage the dog.
тренер به تشویقات مثبت برای تشویق سگ استناد کرد.
despite her best coaxings, he refused to change his mind.
هر چند او بهترین تشویقات را استفاده کرد، او نمیخواست نظر خود را تغییر دهد.
the manager's coaxings proved ineffective with the disgruntled employee.
تشویقات مدیر با کارمند ناراضی اثبات ناکارآمد بود.
through patient coaxings, she managed to extract the truth from him.
با استفاده از تشویقات صبور، او توانست راز را از او بیرون بکشد.
the politician's coaxings were aimed at securing votes.
تشویقات سیاستمدار به دنبال اطمینان از رایها بود.
the team used a combination of praise and coaxings to motivate the players.
تیم از ترکیبی از تحسین و تشویقات برای تشویق بازیکنان استفاده کرد.
the software developer used coaxings to debug the program.
توسعه دهنده نرم افزار از تشویقات برای عیب یابی برنامه استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید