luring sound
صدای اغوا کننده
luring them
اغوا کردن آنها
luring scent
عطر اغوا کننده
luring offer
پیشنهاد اغوا کننده
luring gaze
نگاه اغوا کننده
lured closer
به آنها نزدیک تر
lured in
وارد کردن
luring beauty
زیبایی اغوا کننده
luring prospect
ظرفیت اغوا کننده
luring promise
وعده اغوا کننده
the sweet smell of baking bread is luring me into the bakery.
بوی شیرین نان تازه من را به سمت نانوایی میکشاند.
the company is luring top talent with competitive salaries and benefits.
شرکت با حقوق و مزایای رقابتی، استعدادهای برتر را جذب میکند.
the fisherman used a shiny lure to luring the fish closer.
ماهیگیر از یک طعمهی درخشان برای نزدیکتر کردن ماهیها استفاده کرد.
the promise of adventure is luring many young people to travel abroad.
وعده ماجراجویی بسیاری از جوانان را به سفر به خارج از کشور وسوسوی میکند.
the siren's song was luring sailors to their doom on the rocks.
آهنگ سیِرن، دریانوردان را به سوی سرنوشتشان در میان سنگها میکشاند.
the lush green forest was luring hikers deeper into the wilderness.
جنگل سرسبز و انبوه، کوهنوردان را عمیقتر به درون طبیعت وحشی میکشاند.
the politician's speech was luring voters with promises of lower taxes.
سخنرانی سیاستمدار با وعده کاهش مالیات، رایدهندگان را وسوسوی میکرد.
the bright lights of the city are luring me in every evening.
چراغهای رنگارنگ شهر هر شب مرا به سمت خود میکشاند.
the offer of a promotion is luring him to stay with the company.
پیشنهاد ترفیع، او را وسوسوی میکند که در شرکت بماند.
the clever marketing campaign is luring customers to the store.
کمپین بازاریابی هوشمندانه، مشتریان را به سمت مغازه میکشاند.
the mystery novel was luring me to read it late into the night.
رمان معمایی من را وسوسوی میکرد تا تا دیروقت آن را بخوانم.
luring sound
صدای اغوا کننده
luring them
اغوا کردن آنها
luring scent
عطر اغوا کننده
luring offer
پیشنهاد اغوا کننده
luring gaze
نگاه اغوا کننده
lured closer
به آنها نزدیک تر
lured in
وارد کردن
luring beauty
زیبایی اغوا کننده
luring prospect
ظرفیت اغوا کننده
luring promise
وعده اغوا کننده
the sweet smell of baking bread is luring me into the bakery.
بوی شیرین نان تازه من را به سمت نانوایی میکشاند.
the company is luring top talent with competitive salaries and benefits.
شرکت با حقوق و مزایای رقابتی، استعدادهای برتر را جذب میکند.
the fisherman used a shiny lure to luring the fish closer.
ماهیگیر از یک طعمهی درخشان برای نزدیکتر کردن ماهیها استفاده کرد.
the promise of adventure is luring many young people to travel abroad.
وعده ماجراجویی بسیاری از جوانان را به سفر به خارج از کشور وسوسوی میکند.
the siren's song was luring sailors to their doom on the rocks.
آهنگ سیِرن، دریانوردان را به سوی سرنوشتشان در میان سنگها میکشاند.
the lush green forest was luring hikers deeper into the wilderness.
جنگل سرسبز و انبوه، کوهنوردان را عمیقتر به درون طبیعت وحشی میکشاند.
the politician's speech was luring voters with promises of lower taxes.
سخنرانی سیاستمدار با وعده کاهش مالیات، رایدهندگان را وسوسوی میکرد.
the bright lights of the city are luring me in every evening.
چراغهای رنگارنگ شهر هر شب مرا به سمت خود میکشاند.
the offer of a promotion is luring him to stay with the company.
پیشنهاد ترفیع، او را وسوسوی میکند که در شرکت بماند.
the clever marketing campaign is luring customers to the store.
کمپین بازاریابی هوشمندانه، مشتریان را به سمت مغازه میکشاند.
the mystery novel was luring me to read it late into the night.
رمان معمایی من را وسوسوی میکرد تا تا دیروقت آن را بخوانم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید