cocains

[ایالات متحده]/kəʊˈkeɪnz/
[بریتانیا]/koʊˈkeɪnz/

ترجمه

n. کوکائین؛ یک داروی محرک قوی

عبارات و ترکیب‌ها

cocains use

مصرف کوکائین

cocains addiction

اعتیاد به کوکائین

cocains effects

اثرات کوکائین

cocains trafficking

قاچاق کوکائین

cocains market

بازار کوکائین

cocains overdose

جذب بیش از حد کوکائین

cocains law

قانون کوکائین

cocains symptoms

علائم کوکائین

cocains recovery

بهبودی از کوکائین

cocains testing

تست کوکائین

جملات نمونه

cocaine is often associated with addiction.

کوکائین اغلب با اعتیاد مرتبط است.

many countries have strict laws against cocaine use.

بسیاری از کشورها قوانین سختگیرانه ای علیه مصرف کوکائین دارند.

he was arrested for possession of cocaine.

او به اتهام داشتن کوکائین دستگیر شد.

cocaine can have severe health effects.

کوکائین می تواند عوارض جدی بر سلامتی داشته باشد.

she struggled with cocaine addiction for years.

او سالها با اعتیاد به کوکائین دست و پنجه نرم کرد.

cocaine trafficking is a major issue in many regions.

قاچاق کوکائین یک مشکل بزرگ در بسیاری از مناطق است.

cocaine use can lead to dangerous behavior.

مصرف کوکائین می تواند منجر به رفتار خطرناک شود.

there are various treatments available for cocaine addiction.

درمان های مختلفی برای اعتیاد به کوکائین در دسترس است.

public awareness campaigns address the dangers of cocaine.

کمپین های آگاهی عمومی به خطرات کوکائین می پردازند.

he entered rehab to overcome his cocaine dependency.

او برای غلبه بر وابستگی به کوکائین به کلینیک ترک وارد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید