coccyxes

[ایالات متحده]/'kɒksɪz/
[بریتانیا]/'kɑksɪz/

ترجمه

n. شکل جمع ککسیس

عبارات و ترکیب‌ها

broken coccyxes

شکستگی‌های خاجی

painful coccyxes

خاجی دردناک

multiple coccyxes

خاجی‌های متعدد

coccyxes injury

آسیب خاجی

coccyxes pain

درد خاجی

coccyxes alignment

ترازیح خاجی

coccyxes anatomy

آناتومی خاجی

coccyxes treatment

درمان خاجی

coccyxes pressure

فشار خاجی

coccyxes adjustment

تنظیم خاجی

جملات نمونه

the doctor examined the patient's coccyxes for any signs of injury.

پزشک برای بررسی علائم آسیب، عاج‌های دنباله‌ای بیمار را معاینه کرد.

many people experience pain in their coccyxes after sitting for long periods.

بسیاری از افراد پس از نشستن طولانی مدت، درد در عاج‌های دنباله‌ای خود تجربه می‌کنند.

coccyxes can be sensitive areas for some individuals.

عاج‌های دنباله‌ای می‌توانند در برخی افراد مناطق حساسی باشند.

injuries to the coccyxes can lead to chronic discomfort.

آسیب به عاج‌های دنباله‌ای می‌تواند منجر به ناراحتی مزمن شود.

yoga can help alleviate pain in the coccyxes.

یوگا می‌تواند به تسکین درد در عاج‌های دنباله‌ای کمک کند.

some sports may increase the risk of coccyxes injuries.

برخی ورزش‌ها ممکن است خطر آسیب به عاج‌های دنباله‌ای را افزایش دهند.

proper seating can reduce strain on the coccyxes.

نشستن مناسب می‌تواند فشار روی عاج‌های دنباله‌ای را کاهش دهد.

people with coccyxes issues should consult a specialist.

افرادی که مشکلات عاج‌های دنباله‌ای دارند باید با یک متخصص مشورت کنند.

some cushions are designed specifically to support the coccyxes.

برخی بالش‌ها به‌طور خاص برای حمایت از عاج‌های دنباله‌ای طراحی شده‌اند.

coccyxes pain can sometimes be mistaken for other conditions.

درد عاج‌های دنباله‌ای گاهی اوقات می‌تواند با سایر شرایط اشتباه گرفته شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید