| جمع | cockcrows |
at cockcrow
در زمان طلوع خروس
before cockcrow
قبل از طلوع خروس
until cockcrow
تا طلوع خروس
from cockcrow
از زمان طلوع خروس
cockcrow heralds
طلوع خروس اعلام میکند
cockcrow signals
طلوع خروس نشان میدهد
after cockcrow
بعد از طلوع خروس
cockcrow breaks
طلوع خروس میشکند
cockcrow time
زمان طلوع خروس
cockcrow call
ندای طلوع خروس
they woke up at cockcrow to start their journey.
آنها برای شروع سفر خود در طلوع خروس از خواب بیدار شدند.
the rooster's call at cockcrow signaled the start of the day.
صدای خروس در طلوع خروس نشان دهنده شروع روز بود.
she loved the peacefulness of the world at cockcrow.
او آرامش دنیا را در طلوع خروس دوست داشت.
at cockcrow, the village came alive with activity.
در طلوع خروس، روستا با فعالیت جان گرفت.
he would often meditate at cockcrow, finding clarity in the silence.
او اغلب در طلوع خروس مدیتیشن می کرد و آرامش را در سکوت می یافت.
the traditions of the festival began at cockcrow.
رسوم جشنواره در طلوع خروس آغاز شد.
they gathered around the fire at cockcrow to share stories.
آنها در طلوع خروس دور آتش جمع شدند تا داستان هایی را به اشتراک بگذارند.
farmers often rise at cockcrow to tend to their fields.
کشاورزان اغلب در طلوع خروس برای رسیدگی به مزارع خود از خواب بیدار می شوند.
there’s a saying that good things come at cockcrow.
گفته می شود که اتفاقات خوب در طلوع خروس رخ می دهد.
she found inspiration in the quiet moments just after cockcrow.
او الهام را در لحظات آرام درست پس از طلوع خروس یافت.
at cockcrow
در زمان طلوع خروس
before cockcrow
قبل از طلوع خروس
until cockcrow
تا طلوع خروس
from cockcrow
از زمان طلوع خروس
cockcrow heralds
طلوع خروس اعلام میکند
cockcrow signals
طلوع خروس نشان میدهد
after cockcrow
بعد از طلوع خروس
cockcrow breaks
طلوع خروس میشکند
cockcrow time
زمان طلوع خروس
cockcrow call
ندای طلوع خروس
they woke up at cockcrow to start their journey.
آنها برای شروع سفر خود در طلوع خروس از خواب بیدار شدند.
the rooster's call at cockcrow signaled the start of the day.
صدای خروس در طلوع خروس نشان دهنده شروع روز بود.
she loved the peacefulness of the world at cockcrow.
او آرامش دنیا را در طلوع خروس دوست داشت.
at cockcrow, the village came alive with activity.
در طلوع خروس، روستا با فعالیت جان گرفت.
he would often meditate at cockcrow, finding clarity in the silence.
او اغلب در طلوع خروس مدیتیشن می کرد و آرامش را در سکوت می یافت.
the traditions of the festival began at cockcrow.
رسوم جشنواره در طلوع خروس آغاز شد.
they gathered around the fire at cockcrow to share stories.
آنها در طلوع خروس دور آتش جمع شدند تا داستان هایی را به اشتراک بگذارند.
farmers often rise at cockcrow to tend to their fields.
کشاورزان اغلب در طلوع خروس برای رسیدگی به مزارع خود از خواب بیدار می شوند.
there’s a saying that good things come at cockcrow.
گفته می شود که اتفاقات خوب در طلوع خروس رخ می دهد.
she found inspiration in the quiet moments just after cockcrow.
او الهام را در لحظات آرام درست پس از طلوع خروس یافت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید