cocked

[ایالات متحده]/kɔkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بالا رفته یا کج شده، معمولاً اشاره به سر یا گوش‌ها دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

cocked her head

سرش را کج کرد

cocked his gun

سلاحش را کشید

cocked hat

کلاه کج

جملات نمونه

the party cocked up the Euro-elections.

حزب انتخابات اروپا را خراب کرد.

The hunter cocked his rifle.

شکارچی سلاح خود را مسلح کرد.

The tiger's tail cocked up.

دم ببر به سمت بالا خم شد.

cocked an eyebrow in response to a silly question.

در پاسخ به یک سؤال احمقانه، ابروی خود را بالا انداخت.

cocked the bat before swinging at the pitch.

قبل از ضربه زدن به توپ، چوب بیسبال را آماده کرد.

She cocked her hat at a jaunty angle.

او کلاه خود را با زاویه‌ای شادانه کج کرد.

she cocked her head slightly to one side.

او کمی سرش را به یک طرف خم کرد.

Madge threw herself into the armchair and cocked her legs over the side.

مدج خود را به صندلی انداخت و پاهایش را از کنار عبور داد.

This new software is going to knock everything else on the market into a cocked hat.

این نرم افزار جدید همه چیز را در بازار به هم می ریزد.

At the last election, the Government won easily, knocking the Opposition into a cocked hat.

در انتخابات گذشته، دولت به راحتی پیروز شد و مخالفان را به هم ریخت.

My mother is such a good cook; she knocks anyone else into a cocked hat.

مادرم آشپز خوبی است؛ او هر کسی را به هم می ریزد.

She cocked a snook at her teachers by going to school with her hair dyed purple.

او با رفتن به مدرسه با موهای رنگ شده بنفش، به معلمانانش پوزخند زد.

نمونه‌های واقعی

Tyrion cocked his head. " Red ink" ?

تیریون سرش را کج کرد. " جوهر قرمز"؟

منبع: A Dance with Dragons: The Song of Ice and Fire (Bilingual Chinese-English)

Wilbur stood still and cocked his ears.

ویلبر ثابت ایستاد و گوش‌هایش را کج کرد.

منبع: Charlotte's Web

'He really cocked up the hotel bookings.'

'او واقعاً رزرو هتل‌ها را خراب کرد.'

منبع: Oxford University: IELTS Foreign Teacher Course

Arya cocked her head. " What's that" ?

آریا سرش را کج کرد. " آن چیست"؟

منبع: A Song of Ice and Fire: A Clash of Kings (Bilingual Edition)

There will be cocked hats and horses everywhere.

هر جا کلاه های کج و اسب وجود خواهد داشت.

منبع: The Guardian (Article Version)

All 12 docking latches are cocked.

همه 12 قفل اتصال کج هستند.

منبع: First person to walk on the moon

It landed on a branch and cocked its head at them.

روی شاخه‌ای نشست و سرش را به سمت آن‌ها کج کرد.

منبع: Magic Tree House

Simba cocked his head, " But Dad—don't we eat the antelope" ?

سیمبا سرش را کج کرد، " اما پدر - آیا ما آنتلوب نمی خوریم؟"

منبع: The Lion King (audiobook)

We had nuclear weapons cocked, aimed, loaded and ready to fire, he said.

ما سلاح‌های هسته‌ای را آماده شلیک، نشانه رفته و مسلح داشتیم، او گفت.

منبع: VOA Standard August 2014 Collection

As he was thanking the dairyman, a cock crowed just in front of him.

همانطور که از دامدار تشکر می کرد، یک خروس درست جلوی او با صدای بلند گفت.

منبع: Tess of the d'Urbervilles (abridged version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید