unflexed muscles
عضلات بدون انقباض
keeping unflexed
حفظ حالت بدون انقباض
unflexed hand
دست بدون انقباض
unflexed state
حالت بدون انقباض
unflexed arm
بازو بدون انقباض
unflexed posture
وضعیت بدنی بدون انقباض
unflexed fingers
انگشتان بدون انقباض
unflexed leg
پا بدون انقباض
unflexed stance
حالت ایستاده بدون انقباض
unflexed body
بدن بدون انقباض
the athlete's arm remained unflexed after the injury.
بازوی ورزشکار پس از آسیبدیدگی، بدون انعطاف باقی ماند.
his hand was held unflexed, a sign of neurological damage.
دستش به صورت بدون انعطاف نگه داشته شده بود، نشانهای از آسیب عصبی.
the patient's fingers were found unflexed during the examination.
انگشتان بیمار در طول معاینه بدون انعطاف یافت شد.
she kept her legs unflexed, maintaining a rigid posture.
او پاهایش را بدون انعطاف نگه داشت و وضعیت بدنی سفت و محکمی حفظ کرد.
the dancer's foot was initially unflexed before the leap.
پاى رقصنده قبل از پرش در ابتدا بدون انعطاف بود.
the muscles in his forearm were completely unflexed.
عضلات ساعد او کاملاً بدون انعطاف بودند.
the robot's arm moved, but remained unflexed at the elbow.
بازوى ربات حرکت کرد، اما در مفصل آرنج بدون انعطاف باقی ماند.
the doctor checked if the patient could unflex his wrist.
پزشک بررسی کرد که آیا بیمار میتواند مچ دست خود را بدون انعطاف کند.
after the stroke, his arm was largely unflexed.
پس از سکته مغزی، بازوى او بیشتر اوقات بدون انعطاف بود.
the therapist asked her to keep her knee unflexed.
درمانگر از او خواست زانویش را بدون انعطاف نگه دارد.
the model posed with her arms unflexed and straight.
مدل با دستانش که بدون انعطاف و صاف بودند، ژست گرفت.
unflexed muscles
عضلات بدون انقباض
keeping unflexed
حفظ حالت بدون انقباض
unflexed hand
دست بدون انقباض
unflexed state
حالت بدون انقباض
unflexed arm
بازو بدون انقباض
unflexed posture
وضعیت بدنی بدون انقباض
unflexed fingers
انگشتان بدون انقباض
unflexed leg
پا بدون انقباض
unflexed stance
حالت ایستاده بدون انقباض
unflexed body
بدن بدون انقباض
the athlete's arm remained unflexed after the injury.
بازوی ورزشکار پس از آسیبدیدگی، بدون انعطاف باقی ماند.
his hand was held unflexed, a sign of neurological damage.
دستش به صورت بدون انعطاف نگه داشته شده بود، نشانهای از آسیب عصبی.
the patient's fingers were found unflexed during the examination.
انگشتان بیمار در طول معاینه بدون انعطاف یافت شد.
she kept her legs unflexed, maintaining a rigid posture.
او پاهایش را بدون انعطاف نگه داشت و وضعیت بدنی سفت و محکمی حفظ کرد.
the dancer's foot was initially unflexed before the leap.
پاى رقصنده قبل از پرش در ابتدا بدون انعطاف بود.
the muscles in his forearm were completely unflexed.
عضلات ساعد او کاملاً بدون انعطاف بودند.
the robot's arm moved, but remained unflexed at the elbow.
بازوى ربات حرکت کرد، اما در مفصل آرنج بدون انعطاف باقی ماند.
the doctor checked if the patient could unflex his wrist.
پزشک بررسی کرد که آیا بیمار میتواند مچ دست خود را بدون انعطاف کند.
after the stroke, his arm was largely unflexed.
پس از سکته مغزی، بازوى او بیشتر اوقات بدون انعطاف بود.
the therapist asked her to keep her knee unflexed.
درمانگر از او خواست زانویش را بدون انعطاف نگه دارد.
the model posed with her arms unflexed and straight.
مدل با دستانش که بدون انعطاف و صاف بودند، ژست گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید