cocker

[ایالات متحده]/'kɒkə/
[بریتانیا]/ˈkɑkɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. نازپروریدن، لوس کردن
n. نوعی سگ اسپانیل، شخصی که از مرغ‌پرانی لذت می‌برد یا آن را سازماندهی می‌کند.
Word Forms
زمان گذشتهcockered
قسمت سوم فعلcockered
صفت یا فعل حال استمراریcockering
شکل سوم شخص مفردcockers
جمعcockers

عبارات و ترکیب‌ها

cocker spaniel

اسپانیل کاکر

cockerel

نر خروس

cockermouth

کوکرماوث

جملات نمونه

a cocker spaniel is a popular breed of dog.

یک سگ اسپانیل کاکر یک نژاد محبوب از سگ است.

she loves to cocker her pet cat.

او عاشق نوازش کردن گربه خانگی اش است.

the cocker spaniel has a beautiful coat.

اسپانیل کاکر دارای پوشش زیبایی است.

he tends to cocker his youngest child.

او معمولاً با نوازش، به جوانترین فرزندش توجه می کند.

the actress was seen with her cocker spaniel at the park.

بازیگر با اسپانیل کاکر خود در پارک دیده شد.

the cocker spaniel is known for its friendly nature.

اسپانیل کاکر به خاطر طبیعت دوستانه اش شناخته شده است.

she would often cocker herself with luxurious bubble baths.

او اغلب خود را با حمام های حباب لوکس نوازش می کرد.

the cocker spaniel's ears are long and floppy.

گوش های اسپانیل کاکر بلند و آویزان هستند.

he tends to cocker his grandchildren with gifts.

او معمولاً با هدیه دادن، به نوه هایش توجه می کند.

the cocker spaniel is a popular choice for families with children.

اسپانیل کاکر یک انتخاب محبوب برای خانواده هایی با فرزندان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید