setter

[ایالات متحده]/ˈsetə(r)/
[بریتانیا]/ˈsetər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که سوالات را برای امتحانات تنظیم می‌کند؛ کسی که سیاست‌ها را تعیین می‌کند و از یک سبک خاص حمایت می‌کند؛ نوعی سگ شکاری که به عنوان ستتر شناخته می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

volleyball setter

پاسور والیبال

record setter

رکوردزن

جملات نمونه

a setter of printing type; a setter of rabbit traps.

تنظیم کننده حروف چاپی؛ یک تنظیم کننده تله خرگوش.

the battle between wage-setters and policy-makers.

نبرد بین تعیین‌کنندگان دستمزد و سیاست‌گذاران

In “Nixon” he made that president so epically loathsome that even his Irish setter turned on him.

در «نیکسون» او آن رئیس‌جمهور را به گونه‌ای به‌طور حماسی نفرت‌انگیز کرد که حتی سگ ایرلندی او نیز علیهش طغیان کرد.

The volleyball setter is responsible for setting up the ball for their teammates to spike.

پاسور والیبال مسئولیت آماده‌سازی توپ برای هم‌تیمی‌ها برای ضربه زدن را بر عهده دارد.

She is a trend setter in the fashion industry.

او یک طراح مد و الگوساز در صنعت مد است.

The teacher is the setter of classroom rules.

معلم، تعیین‌کننده قوانین کلاس است.

He is a record setter in the track and field events.

او یک رکوردزن در مسابقات دو و میدانی است.

The jewelry setter carefully places each gemstone in the setting.

جواهرساز با دقت هر نگین را در قاب قرار می‌دهد.

The setter of the meeting agenda forgot to include an important item.

تنظیم‌کننده دستور کار جلسه فراموش کرد یک مورد مهم را درج کند.

She is a goal setter and always strives to achieve her objectives.

او یک تعیین‌کننده هدف است و همیشه برای دستیابی به اهداف خود تلاش می‌کند.

The setter of the puzzle left clues for the players to solve.

تنظیم‌کننده پازل سرنخ‌هایی برای حل آن توسط بازیکنان قرار داده است.

He is a setter in the game of volleyball.

او یک پاسور در بازی والیبال است.

The setter of trends often influences the buying habits of consumers.

الگوسازان اغلب بر عادات خرید مصرف‌کنندگان تأثیر می‌گذارند.

نمونه‌های واقعی

Sure. You could be a pin setter in a bowling alley.

مطمئنا. شما می توانید یک تنظیم کننده در یک سالن بولینگ باشید.

منبع: Deadly Women

These are the record setters, the barrier breakers and three more have just been inducted into this exclusive club.

اینها رکوردداران، شکستن موانع هستند و سه نفر دیگر به تازگی وارد این باشگاه انحصاری شده اند.

منبع: CNN 10 Student English November 2021 Compilation

Chen bumps it to the setter, and... a very nice set by Chen!

چن آن را به سمت تنظیم کننده هل داد، و... یک مجموعه بسیار زیبا از چن!

منبع: EnglishPod 91-180

And while it's a " new foundland" of technology, true dog lovers won't " setter" for what's " pomeranunacceptable" .

در حالی که این یک "نیوفاوندلند" از فناوری است، عاشقان واقعی سگها چیزی را که "پومرانین غیرقابل قبول" است، "تنظیم" نخواهند کرد.

منبع: CNN 10 Student English October 2020 Collection

Other finalists included a French bulldog, a German shepherd, a Maltese, an English setter, a Samoyed and a Lakeland terrier.

سایر فینالیست ها شامل یک بولدگ فرانسوی، یک چوپان آلمانی، یک مالتیز، یک سگ انگلیسی، یک ساموئید و یک ترایر لک لند بودند.

منبع: VOA Special Collection July 2022

That is actually done by the setter right?

این در واقع توسط تنظیم کننده انجام می شود، درست است؟

منبع: EnglishPod 91-180

So this essentially acts as a getter and a setter for the zoom property.

بنابراین این اساساً به عنوان یک دریافت کننده و تنظیم کننده برای ویژگی بزرگنمایی عمل می کند.

منبع: Custom Interactive Maps with Google Maps API (Full Course)

But for a lot of folks, ever the most seasoned jet setters, the post-vacation blues can have actual health effects.

اما برای بسیاری از مردم، حتی با تجربه ترین مسافران حرفه ای، غم و غصه پس از تعطیلات می تواند اثرات واقعی بر سلامتی داشته باشد.

منبع: Selected English short passages

Dutch type setters changed some spellings to match their Flemish conventions, like adding an H to ghost and ghastly.

تنظیم کنندگان نوع هلندی برخی از غلط ها را برای مطابقت با کنوانسیون های فلامان تغییر دادند، مانند اضافه کردن H به شبح و ترسناک.

منبع: Fun Talk about Linguistics

The well-groomed chestnut horse and two beautiful setters could leave no doubt that the rider was Sir James Chettam.

اسب چستنای خوش مرتب و دو سگ انگلیسی زیبا هیچ شک و تردیدی را باقی نمی گذاشت که سوارکار سر جیمز چتام است.

منبع: Middlemarch (Part One)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید