cockered child
کودک دستکاریشده
cockered behavior
رفتار دستکاریشده
cockered pet
حیوان خانگی دستکاریشده
cockered attitude
نگاه دستکاریشده
cockered upbringing
پرورش دستکاریشده
cockered expectations
انتظارات دستکاریشده
cockered lifestyle
سبک زندگی دستکاریشده
cockered tendencies
گرایشهای دستکاریشده
cockered nature
طبع دستکاریشده
cockered habits
عادتهای دستکاریشده
he was cockered by his parents, always getting what he wanted.
او توسط والدینش بیش از حد نوازش میشد و همیشه آنچه میخواست به دست میآورد.
after being cockered for years, he struggled to adapt to the real world.
پس از سالها نوازش بیش از حد، او برای سازگاری با دنیای واقعی تلاش میکرد.
she was so cockered that she couldn't handle disappointment.
او آنقدر نوازش شده بود که نمیتوانست با ناامیدی کنار بیاید.
being cockered as a child can lead to entitlement in adulthood.
نوازش بیش از حد در دوران کودکی میتواند منجر به احساس حقطلبی در بزرگسالی شود.
his cockered attitude made it hard for him to make friends.
حرف و عمل بیش از حد نوازنده او باعث میشد دوست پیدا کردن برایش سخت باشد.
she was cockered by her grandparents, who spoiled her with gifts.
او توسط پدربزرگ و مادربزرگش نوازش میشد که او را با هدیه اغراقآمیز میکردند.
being cockered can affect a child's ability to be independent.
نوازش بیش از حد میتواند بر توانایی کودک برای مستقل بودن تأثیر بگذارد.
the cockered child threw a tantrum when denied a toy.
کودک نوازش شده هنگام محروم شدن از یک اسباببازی عصبانی شد.
parents should be careful not to cocker their children too much.
والدین باید مراقب باشند که فرزندان خود را بیش از حد نوازش نکنند.
his cockered behavior was evident during the family gathering.
رفتار بیش از حد نوازنده او در گردهمایی خانوادگی آشکار بود.
cockered child
کودک دستکاریشده
cockered behavior
رفتار دستکاریشده
cockered pet
حیوان خانگی دستکاریشده
cockered attitude
نگاه دستکاریشده
cockered upbringing
پرورش دستکاریشده
cockered expectations
انتظارات دستکاریشده
cockered lifestyle
سبک زندگی دستکاریشده
cockered tendencies
گرایشهای دستکاریشده
cockered nature
طبع دستکاریشده
cockered habits
عادتهای دستکاریشده
he was cockered by his parents, always getting what he wanted.
او توسط والدینش بیش از حد نوازش میشد و همیشه آنچه میخواست به دست میآورد.
after being cockered for years, he struggled to adapt to the real world.
پس از سالها نوازش بیش از حد، او برای سازگاری با دنیای واقعی تلاش میکرد.
she was so cockered that she couldn't handle disappointment.
او آنقدر نوازش شده بود که نمیتوانست با ناامیدی کنار بیاید.
being cockered as a child can lead to entitlement in adulthood.
نوازش بیش از حد در دوران کودکی میتواند منجر به احساس حقطلبی در بزرگسالی شود.
his cockered attitude made it hard for him to make friends.
حرف و عمل بیش از حد نوازنده او باعث میشد دوست پیدا کردن برایش سخت باشد.
she was cockered by her grandparents, who spoiled her with gifts.
او توسط پدربزرگ و مادربزرگش نوازش میشد که او را با هدیه اغراقآمیز میکردند.
being cockered can affect a child's ability to be independent.
نوازش بیش از حد میتواند بر توانایی کودک برای مستقل بودن تأثیر بگذارد.
the cockered child threw a tantrum when denied a toy.
کودک نوازش شده هنگام محروم شدن از یک اسباببازی عصبانی شد.
parents should be careful not to cocker their children too much.
والدین باید مراقب باشند که فرزندان خود را بیش از حد نوازش نکنند.
his cockered behavior was evident during the family gathering.
رفتار بیش از حد نوازنده او در گردهمایی خانوادگی آشکار بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید