cockerels

[ایالات متحده]/'kɒk(ə)r(ə)l/
[بریتانیا]/'kɑkərəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جوجه‌تیغی کمتر از یک سال؛ شخص جوانی که تهاجمی یا مشتاق به جنگیدن است.

جملات نمونه

The cockerel crowed at dawn.

خروس هنگام سپیده دم نو کرد.

The farmer raised a flock of cockerels on his farm.

کشاورز گروهی از خروس‌ها را در مزرعه خود پرورش داد.

The cockerel strutted proudly around the yard.

خروس با افتخار در حیاط قدم زد.

The cockerel's crowing woke up the whole village.

نو کردن خروس کل روستا را از خواب بیدار کرد.

The cockerel had colorful feathers.

خروس پرهای رنگارنگی داشت.

The cockerel protected his hens from predators.

خروس از مرغ‌هایش در برابر شکارچیان محافظت می‌کرد.

The cockerel pecked at the ground searching for food.

خروس برای یافتن غذا به زمین نوک زد.

The cockerel's crow was a familiar sound in the countryside.

نو کردن خروس صدایی آشنا در روستا بود.

The cockerel's comb was bright red.

تاج خروس به رنگ قرمز روشن بود.

The cockerel chased away rival males from his territory.

خروس رقبای نر را از قلمرو خود بیرون راند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید