cockroach

[ایالات متحده]/'kɒkrəʊtʃ/
[بریتانیا]/'kɑk'rotʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کمی قوی

جملات نمونه

Cockroach is also called dictyoptera and belongs to blattaria of insecta.

حشره‌ای که سوسک نیز نامیده می‌شود و به راسته Blattaria از Insecta تعلق دارد.

She was forced to live in a cockroach-infested house.

او مجبور شد در خانه‌ای که پر از سوسک بود زندگی کند.

Some cockroach species can go for a month without food, survive for a month on a drop of water from a dishrag, and withstand massive doses of radiation.

برخی از گونه‌های سوسک می‌توانند یک ماه بدون غذا دوام بیاورند، یک ماه را با یک قطره آب از یک دستمال آشپزخانه زنده بمانند و در برابر دوزهای شدید تشعشع مقاومت کنند.

There was a cockroach in the kitchen.

یک سوسک در آشپزخانه بود.

I saw a cockroach crawling on the floor.

من دیدم که یک سوسک روی زمین خزیده است.

She screamed when she saw a cockroach in the bathroom.

وقتی او یک سوسک را در حمام دید جیغ کشید.

The cockroach infestation needed to be dealt with immediately.

باید فوراً با آفت سوسک مقابله کرد.

I hate it when cockroaches invade my home.

من از اینکه سوسک‌ها به خانه من حمله می‌کنند متنفرم.

He sprayed insecticide to get rid of the cockroaches.

او برای خلاص شدن از شر سوسک‌ها حشره‌کش اسپری کرد.

Cockroaches are known for their resilience.

سوسک‌ها به دلیل مقاومت خود شناخته شده‌اند.

The sight of a cockroach can be unsettling for many people.

دیدن یک سوسک می‌تواند برای بسیاری از مردم ناراحت‌کننده باشد.

She shrieked in horror as a cockroach scurried across the room.

او با وحشت جیغ کشید وقتی یک سوسک از میان اتاق عبور کرد.

It's important to keep food sealed to prevent cockroaches from getting to it.

مهم است که غذا را در بسته بندی نگه دارید تا از رسیدن سوسک‌ها به آن جلوگیری کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید