coercers

[ایالات متحده]/[ˈkɔːsə(ː)z]/
[بریتانیا]/[ˈkɔːrsərz]/

ترجمه

n. افرادی که از تهدید استفاده می‌کنند؛ کسانی که کسی را به انجام چیزی مجبور می‌کنند؛ کسی که فشار یا تأثیر می‌گذارد.
v. (coercing, coerced, coerces) به فشار یا مجبور کردن کسی به انجام چیزی؛ به تشویق یا تأثیر دادن به کسی به انجام چیزی، اغلب از طریق تحریف.

عبارات و ترکیب‌ها

stopping coercers

ممنوع کردن تهدیدکننده ها

coercers beware

تهدیدکننده ها دقت کنید

facing coercers

مقابل تهدیدکننده ها

avoiding coercers

پرهیز از تهدیدکننده ها

exposing coercers

نمایش تهدیدکننده ها

powerful coercers

تهدیدکننده های قدرتمند

unmasking coercers

کشف تهدیدکننده ها

controlling coercers

کنترل تهدیدکننده ها

جملات نمونه

the company faced accusations of using aggressive coercers to force employees to work overtime.

شرکت با اتهاماتی مواجه شد که از تهدیدکننده‌های خشن برای اجبار کارکنان به کار کردن ساعات اضافی استفاده می‌کند.

he warned them about the potential coercers involved in the shady business deal.

او آن‌ها را درباره تهدیدکننده‌های محتملی که در این معامله‌ی تاریک مشارکت دارند، هشدار داد.

the legal system aims to protect vulnerable individuals from manipulative coercers.

سیستم حقوقی هدف دارد تا افراد آسیب‌پذیر را از تهدیدکننده‌های مانیپولاتور در برابر بگیرد.

political coercers often exploit fear and misinformation to control public opinion.

تهدیدکننده‌های سیاسی اغلب از страх و اطلاعات نادرست برای کنترل نظر عمومی استفاده می‌کنند.

she recognized the subtle coercers being used to pressure her into signing the contract.

او تهدیدکننده‌های ظریفی را که برای فشار بر او تا قرارداد را امضا کند استفاده می‌شود، تشخيص داد.

the investigation revealed a network of coercers extorting money from local businesses.

تحقيقات يك شبكه‌ي تهدیدکننده‌ها را كشف كرد كه از كسب و كارهای محلی پول گرفتگی می‌کنند.

he refused to be swayed by the emotional coercers of his persuasive uncle.

او توانست از تهدیدکننده‌های عاطفی دوست‌داشتنی خالق عمه‌اش منصرف نشود.

the therapist helped her identify and resist the psychological coercers in her relationship.

درمانگر کمک کرد تا تهدیدکننده‌های روانی در رابطه‌اش را شناسایی و مقاومت کند.

the government implemented measures to prevent the use of financial coercers in elections.

دولت اقداماتی را اجرا کرد تا از استفاده از تهدیدکننده‌های مالی در انتخابات جلوگیری شود.

witnesses testified about the relentless coercers employed by the criminal organization.

شاهدان درباره‌ی تهدیدکننده‌های نابغه‌ای که توسط سازمان جنایی استخدام شده‌اند گواهی دادند.

the activist exposed the unethical coercers used by the corporation to silence dissent.

فعال از تهدیدکننده‌های غیراخلاقی که توسط شرکت برای خاموش کردن مخالفت‌ها استفاده می‌شود، آشکار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید