cog

[ایالات متحده]/kɒg/
[بریتانیا]/kɑɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فریب دادن یا رشوه دادن به اعضای بی‌اهمیت با تاس‌های تقلبی.

عبارات و ترکیب‌ها

cogwheel

چرخ‌دنده

interlocking cogs

چرخ‌دنده‌های درهم‌تنیده

جملات نمونه

The cog in the machine was broken, causing the entire system to malfunction.

چرخ‌دنده ماشین شکسته بود و باعث از کار افتادن کل سیستم شد.

He is an important cog in the company's operations, without him, things would not run smoothly.

او یک چرخ‌دنده مهم در عملیات شرکت است، بدون او، کارها به خوبی پیش نخواهد رفت.

Each cog in the team contributes to the overall success of the project.

هر چرخ‌دنده در تیم به موفقیت کلی پروژه کمک می‌کند.

The manager is like a cog that connects different departments together.

مدیر مانند چرخ‌دنده‌ای است که بخش‌های مختلف را به هم متصل می‌کند.

Communication is the cog that keeps relationships strong and healthy.

ارتباط، چرخ‌دنده‌ای است که روابط را قوی و سالم نگه می‌دارد.

Teamwork requires every member to be a reliable cog in the wheel.

همکاری تیمی نیازمند این است که هر یک از اعضا یک چرخ‌دنده قابل اعتماد در چرخ باشند.

The success of the project depends on each cog working together seamlessly.

موفقیت پروژه به عملکرد یکپارچه هر چرخ‌دنده بستگی دارد.

She sees herself as a small cog in the grand scheme of things.

او خود را به عنوان یک چرخ‌دنده کوچک در طرح بزرگ چیزها می‌بیند.

In a well-functioning team, every member is a valuable cog in the machine.

در یک تیم با عملکرد خوب، هر یک از اعضا یک چرخ‌دنده ارزشمند در ماشین هستند.

The company operates like a well-oiled machine, with each employee playing a crucial role as a cog.

شرکت مانند ماشینی که به خوبی روغن‌کاری شده است، با هر کارمندی که نقش حیاتی به عنوان یک چرخ‌دنده ایفا می‌کند، فعالیت می‌کند.

نمونه‌های واقعی

Begin with Europe, the weakest cog in the global engine.

با اروپا شروع کنید، ضعیف‌ترین چرخ‌دنده در موتور جهانی.

منبع: The Economist - Comprehensive

Boeing has long been a central cog of America's industrial machine.

بوئینگ همواره یک چرخ‌دنده مرکزی در ماشین صنعتی آمریکا بوده است.

منبع: The Economist (Summary)

They truly think of their lives as one cog in a machine.

آن‌ها واقعاً فکر می‌کنند زندگی‌شان یک چرخ‌دنده در یک ماشین است.

منبع: NPR News Summary December 2016

As ecologist Aldo Leopold said, " To keep every cog and wheel is the first precaution of intelligent tinkering."

همانطور که زیست‌شناس آلدو لیوپولد گفت: «حفظ هر چرخ‌دنده و چرخ، اولین احتیاط در مورد دستکاری هوشمندانه است.»

منبع: Scientific 60 Seconds - Scientific American May 2020 Collection

You were all caught in the cogs of your own machines.

شما همه در چرخ‌دنده‌های ماشین خود گرفتار شدید.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 2

And that's just the beginning of the cog of the machine.

و این فقط شروع چرخ‌دنده ماشین است.

منبع: Actor Dialogue (Bilingual Selection)

They will go to work and become cogs in Britain's industrial empire.

آنها به سر کار می‌روند و به چرخ‌دنده‌های امپراطوری صنعتی بریتانی تبدیل می‌شوند.

منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)

He could almost see the cogs working under Uncle Vernon's thick, dark, neatly parted hair.

او می‌توانست تقریباً چرخ‌دنده‌ها را زیر موهای ضخیم، تیره و مرتب خالو ورنون ببیند.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

" Did she" ? Esgred asked as Theon hurried her past the cog. " Please milord" ?

«آیا او انجام داد؟» اسگرد پرسید در حالی که تیون عجله کرد و او را از کنار چرخ‌دنده عبور داد. «لطفاً ارباب»؟

منبع: A Song of Ice and Fire: A Clash of Kings (Bilingual Edition)

One is the revival of the city as the central cog in the global economic machine.

یکی احیای شهر به عنوان چرخ‌دنده مرکزی در ماشین اقتصادی جهانی است.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید