coldest

[ایالات متحده]/[ˈkɒldɪst]/
[بریتانیا]/[ˈkɒldɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سردترین مطلق دما؛ بسیار سرد؛ بسیار غیر دوستانه یا سرد
adv. تا حد اعلی؛ بسیار سرد

عبارات و ترکیب‌ها

coldest winter

سردترین زمستان

coldest coffee

سردترین قهوه

coldest night

سردترین شب

feeling coldest

احساس سردترین

coldest beer

سردترین آبجو

coldest place

سردترین مکان

was coldest

سردترین بود

coldest snap

سردترین موج

coldest wind

سردترین باد

coldest ever

سردترین تا به حال

جملات نمونه

the coldest winter i've ever experienced was in alaska.

سردترین زمستاني که تا به حال تجربه کردم در آلاسکا بود.

the restaurant served the coldest beer i've ever tasted.

رستوران سردترین بيري را که تا به حال چشيده بودم سرو کرد.

she shivered, wrapped in a blanket against the coldest wind.

او لرزید، در حالی که با یک پتو در برابر سردترین باد پیچیده بود.

mount everest is known as the coldest place on earth.

کوه اورست به عنوان سردترین نقطه روی زمین شناخته می شود.

the coldest night of the year is usually in january.

سردترین شب سال معمولاً در ژانویه است.

he wore the warmest coat to protect against the coldest temperatures.

او برای محافظت در برابر سردترین دماها، گرمترین کت را پوشید.

the coldest drink on a hot day is a refreshing treat.

سردترین نوشیدنی در یک روز گرم یک خوشی دلپذیر است.

the lake froze over, becoming the coldest surface in the valley.

دریاچه یخ زد و به سردترین سطح در دره تبدیل شد.

the penguin thrived in the coldest antarctic environment.

پنگوئن در سردترین محیط قطب جنوب به خوبی زنده ماند.

we hiked through the coldest, snow-covered forest.

ما از میان سردترین، جنگل پوشیده از برف عبور کردیم.

the coldest part of the house is the basement.

سردترین قسمت خانه زیرزمین است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید