warmest

[ایالات متحده]/[wɔːməst]/
[بریتانیا]/[ˈwɔːrmɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. گرم‌ترین؛ دارای یا نشان‌دهنده گرمی زیاد؛ گرم‌ترین عاطفی
adv. به حداکثر درجه؛ بسیار گرم‌اندیش

عبارات و ترکیب‌ها

warmest regards

لطف‌ترین تمناها

warmest welcome

لطف‌ترین خوش‌آمدگویی

warmest wishes

لطف‌ترین تمناها

warmest thanks

لطف‌ترین قدردانی

warmest smile

لطف‌ترین لبخند

feeling warmest

احساس لطف‌تر

warmest hug

لطف‌ترین آغوش

warmest glow

لطف‌ترین نور

warmest colors

لطف‌ترین رنگ‌ها

warmest memories

لطف‌ترین یادها

جملات نمونه

we wish you the warmest greetings this holiday season.

امیدواریم در این فصل سال نوروزی به شما گرم‌ترین پоздش‌های رسمی برسد.

she gave him the warmest welcome possible.

او گرم‌ترین خوش‌آمدگویی ممکن را به او داد.

the warmest memories are often those from childhood.

بهترین یادگارها اغلب از کودکی است.

thank you for the warmest hospitality you extended to us.

ممنون که گرم‌ترین میزبانی را به ما ارائه دادید.

the sun provided the warmest rays on the beach.

خورشید گرم‌ترین نورها را روی ساحل ارسال کرد.

he felt the warmest embrace from his mother.

او احساس گرم‌ترین آغوش مادر خود را داشت.

the warmest colors evoke feelings of comfort and joy.

رنگ‌های گرم‌تر احساس راحتی و خوشحالی را ایجاد می‌کنند.

she sent the warmest wishes for a speedy recovery.

او گرم‌ترین آرزوی بهبودی سریع را فرستاد.

the fireplace offered the warmest refuge from the cold.

آتشکده گرم‌ترین پناهگاهی را در برابر سردی ارائه می‌کرد.

we received the warmest applause after the performance.

پس از اجرا، ما گرم‌ترین تشویق را دریافت کردیم.

the warmest feeling was knowing they were safe.

احساس گرم‌ترین احساس این بود که آن‌ها امن هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید