colds

[ایالات متحده]/kəʊldz/
[بریتانیا]/koʊldz/

ترجمه

n. سرما (حالت جمع); دمای پایین; سرمازدگی; سرماخوردگی؛ عفونت تنفسی خفیف

عبارات و ترکیب‌ها

catch colds

گرفتن سرماخوردگی

had colds

داشتن سرماخوردگی

bad colds

سرماخوردگی شدید

prevent colds

جلوگیری از سرماخوردگی

getting colds

در حال گرفتن سرماخوردگی

common colds

سرماخوردگی رایج

colds and flu

سرماخوردگی و آنفولانزا

severe colds

سرماخوردگی شدید

avoid colds

اجتناب از سرماخوردگی

spread colds

گسترش سرماخوردگی

جملات نمونه

i get colds every winter, it's frustrating.

من هر زمستان سرماخوردگی می‌گیرم، خیلی آزاردهنده است.

she's been off work with a bad cold.

او به دلیل سرماخوردگی طولانی مدت از کار مرخصی گرفته است.

he's trying to avoid getting colds this season.

او سعی می‌کند امسال از سرماخوردگی جلوگیری کند.

the children are constantly catching colds at school.

کودکان به طور مداوم در مدرسه سرماخوردگی می‌گیرند.

a warm drink can help soothe the symptoms of colds.

نوشیدنی گرم می‌تواند به تسکین علائم سرماخوردگی کمک کند.

wash your hands frequently to prevent colds.

برای جلوگیری از سرماخوردگی، اغلب دست‌های خود را بشویید.

he's recovering from a nasty cold now.

او اکنون در حال بهبودی از یک سرماخوردگی شدید است.

the cold weather makes it easier to catch colds.

هوا سردتر، گرفتن سرماخوردگی را آسان‌تر می‌کند.

she's taking vitamins to boost her immunity against colds.

او ویتامین مصرف می‌کند تا ایمنی خود را در برابر سرماخوردگی تقویت کند.

he's suffering from a severe cold and staying home.

او به دلیل سرماخوردگی شدید در خانه استراحت می‌کند.

the doctor recommended rest for her colds.

پزشک استراحت را برای سرماخوردگی‌های او توصیه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید