college collegian
دانشجوی کالج
active collegian
دانشجوی فعال
collegian lifestyle
سبک زندگی دانشجویی
aspiring collegian
دانشجوی آیندهدار
fellow collegian
همکار دانشجویی
collegian activities
فعالیتهای دانشجویی
social collegian
دانشجوی اجتماعی
collegian community
جامعهی دانشجویی
new collegian
دانشجوی جدید
collegian spirit
روحیه دانشجویی
the collegian is preparing for final exams.
دانشجو در حال آمادهشدن برای امتحانات پایانی است.
as a collegian, networking is essential for future careers.
به عنوان یک دانشجو، شبکهسازی برای آینده شغلی ضروری است.
the collegian joined several clubs to meet new friends.
دانشجو برای ملاقات با دوستان جدید به چندین باشگاه پیوست.
many collegians participate in internships during summer break.
بسیاری از دانشجویان در طول تعطیلات تابستان در کارآموزی شرکت میکنند.
the collegian's schedule is often packed with classes and activities.
برنامه دانشجو اغلب مملو از کلاسها و فعالیتها است.
collegians often face challenges balancing studies and social life.
دانشجویان اغلب با چالشهای متعادل کردن تحصیل و زندگی اجتماعی روبرو هستند.
being a collegian means embracing new experiences and learning.
دانشجو بودن به معنای پذیرش تجربیات و یادگیریهای جدید است.
the collegian wrote a thesis on modern educational methods.
دانشجو تز دکترای خود را در مورد روشهای آموزشی مدرن نوشت.
collegians often attend workshops to enhance their skills.
دانشجویان اغلب در کارگاهها برای ارتقای مهارتهای خود شرکت میکنند.
as a collegian, volunteering can enrich your college experience.
به عنوان یک دانشجو، داوطلب شدن میتواند تجربه کالج شما را غنیتر کند.
college collegian
دانشجوی کالج
active collegian
دانشجوی فعال
collegian lifestyle
سبک زندگی دانشجویی
aspiring collegian
دانشجوی آیندهدار
fellow collegian
همکار دانشجویی
collegian activities
فعالیتهای دانشجویی
social collegian
دانشجوی اجتماعی
collegian community
جامعهی دانشجویی
new collegian
دانشجوی جدید
collegian spirit
روحیه دانشجویی
the collegian is preparing for final exams.
دانشجو در حال آمادهشدن برای امتحانات پایانی است.
as a collegian, networking is essential for future careers.
به عنوان یک دانشجو، شبکهسازی برای آینده شغلی ضروری است.
the collegian joined several clubs to meet new friends.
دانشجو برای ملاقات با دوستان جدید به چندین باشگاه پیوست.
many collegians participate in internships during summer break.
بسیاری از دانشجویان در طول تعطیلات تابستان در کارآموزی شرکت میکنند.
the collegian's schedule is often packed with classes and activities.
برنامه دانشجو اغلب مملو از کلاسها و فعالیتها است.
collegians often face challenges balancing studies and social life.
دانشجویان اغلب با چالشهای متعادل کردن تحصیل و زندگی اجتماعی روبرو هستند.
being a collegian means embracing new experiences and learning.
دانشجو بودن به معنای پذیرش تجربیات و یادگیریهای جدید است.
the collegian wrote a thesis on modern educational methods.
دانشجو تز دکترای خود را در مورد روشهای آموزشی مدرن نوشت.
collegians often attend workshops to enhance their skills.
دانشجویان اغلب در کارگاهها برای ارتقای مهارتهای خود شرکت میکنند.
as a collegian, volunteering can enrich your college experience.
به عنوان یک دانشجو، داوطلب شدن میتواند تجربه کالج شما را غنیتر کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید