colone

[ایالات متحده]/ˈkəʊləʊn/
[بریتانیا]/ˈkoʊloʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. علامت کولن (نقطه‌گذاری); کولن (آناتومی)
Word Forms
جمعcolones

جملات نمونه

the colone of the document needs to be updated.

ستون سند نیاز به به‌روزرسانی دارد.

she works as a colone in the organization.

او به عنوان یک ستون در سازمان کار می کند.

make sure to check the colone for any errors.

مطمئن شوید که ستون را برای هرگونه خطایی بررسی کنید.

the colone structure is essential for data organization.

ساختار ستون برای سازماندهی داده ها ضروری است.

he added a new colone to the spreadsheet.

او یک ستون جدید به صفحه گسترده اضافه کرد.

each colone represents a different category of information.

هر ستون نشان دهنده یک دسته متفاوت از اطلاعات است.

the colone headings need to be clear and concise.

عنوان ستون ها باید واضح و مختصر باشد.

we should rearrange the colone order for better readability.

ما باید ترتیب ستون ها را برای خوانایی بهتر دوباره مرتب کنیم.

understanding the colone is crucial for data analysis.

درک ستون برای تجزیه و تحلیل داده ها بسیار مهم است.

they discussed the importance of each colone in the report.

آنها در مورد اهمیت هر ستون در گزارش بحث کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید