colonial

[ایالات متحده]/kəˈləʊniəl/
[بریتانیا]/kəˈloʊniəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به مستعمرات؛ \nadv. حمایت یا پشتیبانی از استعمار

عبارات و ترکیب‌ها

colonial rule

حاکمیت استعماری

colonial power

قدرت استعماری

colonial era

دوران استعمار

colonial legacy

میراث استعماری

colonial expansion

گسترش استعمار

colonial administration

اداره استعماری

colonial territory

سرزمین استعماری

colonial history

تاریخ استعمار

colonial government

دولت استعماری

colonial oppression

ستمگری استعماری

جملات نمونه

a great colonial power.

یک قدرت استعماری بزرگ

a classic example of colonial architecture.

یک نمونه کلاسیک از معماری استعماری

he saw poverty as the by-product of colonial prosperity.

او فقر را به عنوان محصول جانبی از رونق استعماری دید.

a popular revolt against colonial rule.

یک شورش مردمی علیه حکومت استعماری.

France's former colonial possessions.

مناطق تحت سلطه استعماری سابق فرانسه.

a colonial-themed tourist attraction.

یک جاذبه توریستی با مضمون استعماری.

a tradition descending from colonial days.

یک سنت که از دوران استعماری نشأت گرفته است.

his colonial experiences gave him material.

تجربیات استعماری او به او مواد اولیه داد.

in this colonial struggle the main protagonists were Great Britain and France.

در این مبارزه استعماری، شخصیت های اصلی انگلیس و فرانسه بودند.

they are unbowed by centuries of colonial rule.

آنها تسلیم قرن ها حکومت استعماری نیستند.

customs that come down from colonial times.

رسوم و سنت هایی که از دوران استعماری نشأت گرفته اند.

The people of Africa have successfully fought against colonial rule.

مردم آفریقا با موفقیت با حکومت استعماری مبارزه کرده اند.

The natives were unwilling to be bent by colonial power.

بومیان نمی خواستند در برابر قدرت استعماری تسلیم شوند.

the Colonial era of U.S. history; the Kennedy era.

عصر استعماری در تاریخ ایالات متحده آمریکا؛ دوران کندی.

he reigned supreme as the Colonial Office's oracle on Africa.

او به عنوان مرجع دفتر استعماری در مورد آفریقا، حکمرانی می کرد.

نمونه‌های واقعی

The architecture is very colonial style.

معماری بسیار به سبک استعماری است.

منبع: American English dialogue

They use it for insulation in the walls at the colonial alehouse.

آن را برای عایق در دیوارها در مسافرخانه استعماری استفاده می کنند.

منبع: Cat and Mouse Game Season 1

He was in the colonial service.

او در خدمت استعماری بود.

منبع: Prosecution witness

A third explanation comes from colonial America.

توضیح سوم از آمریکای استعماری می آید.

منبع: Intermediate and advanced English short essay.

And it is lined with beautiful colonial buildings.

و با ساختمان های استعماری زیبا پوشیده شده است.

منبع: Foreigners traveling in China

Books from the colonial era are unintentionally telling.

کتاب های دوران استعماری به طور ناخواسته گویا هستند.

منبع: The Economist (Summary)

The British Museum still behaves like a colonial museum.

موزه بریتانیایی هنوز مانند یک موزه استعماری رفتار می کند.

منبع: Vox opinion

This Zone would fall under direct Colonial French rule.

این منطقه تحت حکومت مستقیم فرانسه استعماری قرار می گیرد.

منبع: Realm of Legends

Some of that was recovered from the Colonial ransom.

برخی از آن از باج استعماری بازیابی شد.

منبع: VOA Daily Standard June 2021 Collection

France, Gabon's former colonial ruler, condemned the takeover.

فرانسه، حاکم سابق استعماری گابن، غصب را محکوم کرد.

منبع: VOA Special September 2023 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید