colossal

[ایالات متحده]/kəˈlɒsl/
[بریتانیا]/kəˈlɑːsl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بسیار بزرگ; به طور غیرمعمول بزرگ

جملات نمونه

by a colossal accident

بر اثر یک حادثه بزرگ

a colossal amount of mail.

یک حجم بسیار بزرگ از نامه

in one's colossal ignorance

در غفلت بزرگ یک فرد

a colossal Five-Year Plan

یک برنامه پنج ساله بزرگ

has a colossal nerve.

یک عصبانیت بزرگ دارد.

the film was branded a colossal washout.

فیلم به عنوان یک شکست بزرگ برچسب خورد.

they have spent a colossal amount rebuilding the stadium.

آنها مبلغ زیادی برای بازسازی استادیوم هزینه کرده اند.

colossal crumbling ruins of an ancient temple;

آثار باستانی متروکه و عظیم الجثه یک معبد باستانی;

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید