by a colossal accident
بر اثر یک حادثه بزرگ
a colossal amount of mail.
یک حجم بسیار بزرگ از نامه
in one's colossal ignorance
در غفلت بزرگ یک فرد
a colossal Five-Year Plan
یک برنامه پنج ساله بزرگ
has a colossal nerve.
یک عصبانیت بزرگ دارد.
the film was branded a colossal washout.
فیلم به عنوان یک شکست بزرگ برچسب خورد.
they have spent a colossal amount rebuilding the stadium.
آنها مبلغ زیادی برای بازسازی استادیوم هزینه کرده اند.
colossal crumbling ruins of an ancient temple;
آثار باستانی متروکه و عظیم الجثه یک معبد باستانی;
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید