colourcast

[ایالات متحده]/ˈkʌləˌkɑːst/
[بریتانیا]/ˈkʌlərˌkæst/

ترجمه

n. پخش تلویزیون رنگی; انتقال تلویزیون رنگی
v. پخش یک برنامه رنگی
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

colourcast effect

اثر رنگ‌پریشی

colourcast correction

تصحیح رنگ‌پریشی

colourcast issue

مشکل رنگ‌پریشی

colourcast filter

فیلتر رنگ‌پریشی

colourcast adjustment

تنظیم رنگ‌پریشی

colourcast removal

حذف رنگ‌پریشی

colourcast analysis

تجزیه و تحلیل رنگ‌پریشی

colourcast problem

مشکل رنگ‌پریشی

colourcast balance

تعادل رنگ‌پریشی

colourcast detection

تشخیص رنگ‌پریشی

جملات نمونه

his artwork has a unique colourcast that captivates viewers.

آثار هنری او دارای رنگ‌بندی منحصر به فردی است که بینندگان را مجذوب خود می‌کند.

the colourcast of the sunset was breathtaking.

رنگ‌بندی غروب خورشید نفس‌گیر بود.

adjusting the colourcast can enhance the photo's overall appearance.

تنظیم رنگ‌بندی می‌تواند ظاهر کلی عکس را بهبود بخشد.

she prefers a warm colourcast in her interior design.

او ترجیح می‌دهد در طراحی داخلی خود از رنگ‌بندی گرم استفاده کند.

the film's colourcast sets the mood for the entire scene.

رنگ‌بندی فیلم حال و هوای کل صحنه را تعیین می‌کند.

photographers often experiment with different colourcasts.

عکاسان اغلب با رنگ‌بندی‌های مختلف آزمایش می‌کنند.

the colourcast of the light can change the room's atmosphere.

رنگ‌بندی نور می‌تواند فضای اتاق را تغییر دهد.

a cool colourcast can create a calming effect.

یک رنگ‌بندی خنک می‌تواند اثر آرام‌بخش ایجاد کند.

artists often play with colourcasts to evoke emotions.

هنرمندان اغلب با رنگ‌بندی‌ها بازی می‌کنند تا احساسات را برانگیزند.

the colourcast in this painting gives it a dreamlike quality.

رنگ‌بندی این نقاشی به آن کیفیتی رویایی می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید