columned

[ایالات متحده]/'kɔləmd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ستونی داشتن; به شکل یک ستون

جملات نمونه

The columned building stood tall in the city center.

ساختمان ستون‌دار بلند قد در مرکز شهر ایستاده بود.

The grand columned entrance welcomed guests to the mansion.

ورودی باشکوه با ستون‌ها مهمانان را به سمت عمارت خوش آمد می‌گفت.

The museum had a row of columned halls showcasing ancient artifacts.

موزه دارای ردیفی تالار ستون‌دار بود که آثار باستانی را به نمایش می‌گذاشت.

The columned hallway led to the library on the second floor.

راهروی ستون‌دار به کتابخانه در طبقه دوم منتهی می‌شد.

The columned portico provided shelter from the rain for visitors waiting outside.

طاقچه ستون‌دار از بارش باران در برابر بازدیدکنندگان منتظر در خارج محافظت می‌کرد.

The university's columned auditorium was a popular venue for events and lectures.

سالن تئاتر ستون‌دار دانشگاه یک مکان محبوب برای برگزاری رویدادها و سخنرانی‌ها بود.

The columned veranda offered a picturesque view of the garden.

فضای باز ستون‌دار چشم‌اندازی زیبا از باغ را ارائه می‌داد.

The columned facade of the courthouse exuded an air of authority.

نمای بیرونی ستون‌دار دادگاه، حسی از اقتدار را القا می‌کرد.

The columned temple was a place of worship for the local community.

معبد ستون‌دار مکانی برای عبادت جامعه محلی بود.

The columned structure added a touch of elegance to the plaza.

ساختار ستون‌دار کمی از ظرافت را به میدان افزود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید