pillared structure
ساختار ستوندار
pillared hall
تالار ستوندار
The pillared hall was filled with elegant decorations.
تالار ستوندار مملو از تزئینات مجلل بود.
The museum had a grand pillared entrance.
موزه دارای ورودی ستوندار باشکوهی بود.
The ancient temple had beautifully pillared architecture.
معبد باستانی دارای معماری ستوندار زیبا بود.
The hotel lobby featured tall, pillared columns.
لابی هتل دارای ستونهای بلند و ستوندار بود.
The pillared veranda offered a stunning view of the garden.
فضای باز ستوندار منظرهای خیرهکننده از باغ را ارائه میداد.
The palace had a majestic pillared courtyard.
کاخ دارای یک حیاط ستوندار باشکوه بود.
The university library had a pillared reading room.
کتابخانه دانشگاه دارای یک اتاق مطالعه ستوندار بود.
The government building had a pillared facade.
ساختمان دولتی دارای نمای بیرونی ستوندار بود.
The church was known for its ornate pillared altar.
کلیسای به خاطر محراب ستوندار و تزئینشدهاش شناخته شده بود.
The theater's entrance was flanked by pillared statues.
ورودی تئاتر با مجسمههای ستوندار احاطه شده بود.
And Philip wondered whether the boat went on for ever through one pillared alley after another or came at last to some strange mansion.
آند پسرم پرسید که آیا قایق برای همیشه از میان یک پسکوچهی ستوندار دیگر عبور میکرد یا بالاخره به یک عمارت عجیب رسید.
منبع: The Shackles of Life (Part One)I looked through the trees and saw beyond them a pillared portico quite familiar to me — no less old a friend, in fact, than the British Museum.
من از میان درختان نگاه کردم و فراتر از آنها یک طاقچه ستوندار آشنا را دیدم - در واقع، نه کمتر و نه بیشتر از دوست قدیمیام، موزه بریتانیا.
منبع: News from Wuyou Township (Part 1)He found a paved courtyard, which he crossed briskly, and mounted the steps of a pillared peristyle, on which the windows looked out. These were all closed to the very top, with full shutters.
او یک حیاط سنگفرششده پیدا کرد که به سرعت از آن عبور کرد و از پلههای یک طاقچه ستوندار بالا رفت، جایی که پنجرهها به بیرون باز میشدند. همه آنها تا بالا کاملاً بسته بودند، با دریچههای کامل.
منبع: The Mystery of 813 (Part 1)We reached the house. It was a two-story over-all shingle house with a small pillared portico and a long lawn from the entrance to a thick row of shrubs inside the white fence. There was a light in the portico.
ما به خانه رسیدیم. این یک خانه با دو طبقه و پوشش کامل سقف بود که یک طاقچه ستوندار کوچک و یک چمنزار طولانی از ورودی تا یک ردیف متراکم از بوتهها در داخل حصار سفید داشت. نوری در طاقچه وجود داشت.
منبع: The Long Farewell (Part 1)That would be a pity; for I cannot pretend that Seth and Dinah were anything else than Methodists—not indeed of that modern type which reads quarterly reviews and attends in chapels with pillared porticoes, but of a very old-fashioned kind.
این باعث تاسف میشد؛ زیرا نمیتوانم ادعا کنم که سث و دینا چیزی جز متدیست نبودند - در واقع، از آن نوع مدرن که مجلات فصلی را میخواند و در کلیساهایی با طاقچههای ستوندار شرکت میکند، بلکه از نوعی بسیار قدیمیمدنی بودند.
منبع: Adam Bede (Part One)pillared structure
ساختار ستوندار
pillared hall
تالار ستوندار
The pillared hall was filled with elegant decorations.
تالار ستوندار مملو از تزئینات مجلل بود.
The museum had a grand pillared entrance.
موزه دارای ورودی ستوندار باشکوهی بود.
The ancient temple had beautifully pillared architecture.
معبد باستانی دارای معماری ستوندار زیبا بود.
The hotel lobby featured tall, pillared columns.
لابی هتل دارای ستونهای بلند و ستوندار بود.
The pillared veranda offered a stunning view of the garden.
فضای باز ستوندار منظرهای خیرهکننده از باغ را ارائه میداد.
The palace had a majestic pillared courtyard.
کاخ دارای یک حیاط ستوندار باشکوه بود.
The university library had a pillared reading room.
کتابخانه دانشگاه دارای یک اتاق مطالعه ستوندار بود.
The government building had a pillared facade.
ساختمان دولتی دارای نمای بیرونی ستوندار بود.
The church was known for its ornate pillared altar.
کلیسای به خاطر محراب ستوندار و تزئینشدهاش شناخته شده بود.
The theater's entrance was flanked by pillared statues.
ورودی تئاتر با مجسمههای ستوندار احاطه شده بود.
And Philip wondered whether the boat went on for ever through one pillared alley after another or came at last to some strange mansion.
آند پسرم پرسید که آیا قایق برای همیشه از میان یک پسکوچهی ستوندار دیگر عبور میکرد یا بالاخره به یک عمارت عجیب رسید.
منبع: The Shackles of Life (Part One)I looked through the trees and saw beyond them a pillared portico quite familiar to me — no less old a friend, in fact, than the British Museum.
من از میان درختان نگاه کردم و فراتر از آنها یک طاقچه ستوندار آشنا را دیدم - در واقع، نه کمتر و نه بیشتر از دوست قدیمیام، موزه بریتانیا.
منبع: News from Wuyou Township (Part 1)He found a paved courtyard, which he crossed briskly, and mounted the steps of a pillared peristyle, on which the windows looked out. These were all closed to the very top, with full shutters.
او یک حیاط سنگفرششده پیدا کرد که به سرعت از آن عبور کرد و از پلههای یک طاقچه ستوندار بالا رفت، جایی که پنجرهها به بیرون باز میشدند. همه آنها تا بالا کاملاً بسته بودند، با دریچههای کامل.
منبع: The Mystery of 813 (Part 1)We reached the house. It was a two-story over-all shingle house with a small pillared portico and a long lawn from the entrance to a thick row of shrubs inside the white fence. There was a light in the portico.
ما به خانه رسیدیم. این یک خانه با دو طبقه و پوشش کامل سقف بود که یک طاقچه ستوندار کوچک و یک چمنزار طولانی از ورودی تا یک ردیف متراکم از بوتهها در داخل حصار سفید داشت. نوری در طاقچه وجود داشت.
منبع: The Long Farewell (Part 1)That would be a pity; for I cannot pretend that Seth and Dinah were anything else than Methodists—not indeed of that modern type which reads quarterly reviews and attends in chapels with pillared porticoes, but of a very old-fashioned kind.
این باعث تاسف میشد؛ زیرا نمیتوانم ادعا کنم که سث و دینا چیزی جز متدیست نبودند - در واقع، از آن نوع مدرن که مجلات فصلی را میخواند و در کلیساهایی با طاقچههای ستوندار شرکت میکند، بلکه از نوعی بسیار قدیمیمدنی بودند.
منبع: Adam Bede (Part One)لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید