combating

[ایالات متحده]/kəmˈbætɪŋ/
[بریتانیا]/kəmˈbætɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری combat؛ برای مبارزه کردن؛ برای جلوگیری یا کاهش چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

combating crime

مقابله با جرم

combating poverty

مقابله با فقر

combating terrorism

مقابله با تروریسم

combating corruption

مقابله با فساد

combating racism

مقابله با نژادپرستی

combating pollution

مقابله با آلودگی

combating fraud

مقابله با تقلب

combating violence

مقابله با خشونت

combating addiction

مقابله با اعتیاد

combating disease

مقابله با بیماری

جملات نمونه

they are committed to combating climate change.

آنها متعهد به مبارزه با تغییرات آب و هوایی هستند.

the government is focused on combating poverty.

دولت بر مبارزه با فقر متمرکز است.

we need effective strategies for combating crime.

ما به استراتژی های موثر برای مبارزه با جرم و جنایت نیاز داریم.

combating misinformation is a priority for the media.

مقابله با اطلاعات نادرست اولویت رسانه ها است.

they launched a campaign for combating drug abuse.

آنها یک کمپین برای مبارزه با سوء استفاده از مواد مخدر راه اندازی کردند.

combating discrimination requires collective effort.

مقابله با تبعیض نیاز به تلاش جمعی دارد.

the organization is dedicated to combating human trafficking.

سازمان به مبارزه با قاچاق انسان اختصاص دارد.

combating obesity is essential for public health.

مقابله با چاقی برای سلامت عمومی ضروری است.

they are working on combating the effects of pollution.

آنها در حال کار بر روی مقابله با اثرات آلودگی هستند.

education plays a key role in combating ignorance.

آموزش نقش کلیدی در مقابله با نادانی ایفا می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید