combating crime
مقابله با جرم
combating poverty
مقابله با فقر
combating terrorism
مقابله با تروریسم
combating corruption
مقابله با فساد
combating racism
مقابله با نژادپرستی
combating pollution
مقابله با آلودگی
combating fraud
مقابله با تقلب
combating violence
مقابله با خشونت
combating addiction
مقابله با اعتیاد
combating disease
مقابله با بیماری
they are committed to combating climate change.
آنها متعهد به مبارزه با تغییرات آب و هوایی هستند.
the government is focused on combating poverty.
دولت بر مبارزه با فقر متمرکز است.
we need effective strategies for combating crime.
ما به استراتژی های موثر برای مبارزه با جرم و جنایت نیاز داریم.
combating misinformation is a priority for the media.
مقابله با اطلاعات نادرست اولویت رسانه ها است.
they launched a campaign for combating drug abuse.
آنها یک کمپین برای مبارزه با سوء استفاده از مواد مخدر راه اندازی کردند.
combating discrimination requires collective effort.
مقابله با تبعیض نیاز به تلاش جمعی دارد.
the organization is dedicated to combating human trafficking.
سازمان به مبارزه با قاچاق انسان اختصاص دارد.
combating obesity is essential for public health.
مقابله با چاقی برای سلامت عمومی ضروری است.
they are working on combating the effects of pollution.
آنها در حال کار بر روی مقابله با اثرات آلودگی هستند.
education plays a key role in combating ignorance.
آموزش نقش کلیدی در مقابله با نادانی ایفا می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید