combiners

[ایالات متحده]/[ˈkɒmˌbaɪnəz]/
[بریتانیا]/[ˈkɑːmˌbaɪnərz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی یا شیئی که ترکیبی است؛ دستگاهی که سیگنال‌ها یا انرژی‌ها را ترکیب می‌کند؛ در مخابرات، دستگاهی که چندین سیگنال را در یک سیگنال واحد برای انتقال ترکیب می‌کند؛ در رادیو، دستگاهی که سیگنال‌ها را از چندین فرستنده در یک خروجی واحد ترکیب می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

combiners work

ترکیب‌کننده‌ها کار می‌کنند

combiners create

ترکیب‌کننده‌ها ایجاد می‌کنند

combining combiners

ترکیب کردن ترکیب‌کننده‌ها

combiner's role

نقش ترکیب‌کننده

combiners using

استفاده از ترکیب‌کننده‌ها

combiner system

سیستم ترکیب‌کننده

combiners needed

ترکیب‌کننده‌ها مورد نیاز هستند

combiner design

طراحی ترکیب‌کننده

combiners applying

اعمال ترکیب‌کننده‌ها

combiner technology

فناوری ترکیب‌کننده

جملات نمونه

the company decided to merge with a smaller firm to expand its market share.

شرکت تصمیم گرفت با یک شرکت کوچکتر ادغام شود تا سهم بازار خود را گسترش دهد.

we need to combine your skills with mine to complete the project successfully.

ما باید مهارت‌های شما را با مهارت‌های من ترکیب کنیم تا پروژه را با موفقیت به اتمام برسانیم.

the chef skillfully blended spices to create a unique and flavorful dish.

سرآشپز به طرز ماهرانه ای ادویه ها را ترکیب کرد تا یک غذای منحصر به فرد و خوشمزه ایجاد کند.

the two rivers converge into a single, powerful waterway.

دو رودخانه به یک آبراه قدرتمند و واحد می پیوندند.

the artist chose to juxtapose light and shadow to create a dramatic effect.

هنرمند تصمیم گرفت نور و سایه را در کنار هم قرار دهد تا جلوه ای دراماتیک ایجاد کند.

the software allows you to integrate data from various sources into one database.

نرم افزار به شما این امکان را می دهد که داده ها را از منابع مختلف در یک پایگاه داده یکپارچه کنید.

the team worked together to consolidate their efforts and achieve the goal.

تیم برای تجمیع تلاش های خود و دستیابی به هدف با هم همکاری کردند.

the lawyer sought to correlate the evidence with the defendant's alibi.

وکیل به دنبال ارتباط دادن مدارک با ادعای بی‌گناهی متهم بود.

the researcher aimed to correlate the two variables in the study.

محقق قصد داشت دو متغیر را در مطالعه با هم مرتبط کند.

the architect planned to incorporate sustainable design features into the building.

معمار قصد داشت ویژگی های طراحی پایدار را در ساختمان بگنجاند.

the historian attempted to synthesize information from multiple sources to form a comprehensive narrative.

تاریخ‌نگار تلاش کرد اطلاعات را از منابع متعدد ترکیب کند تا یک روایت جامع شکل دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید