it is common sense that regular exercise benefits your health.
این یک اصل رایج است که ورزش منظم به سلامتی شما کمک می کند.
that fact has become common knowledge in the scientific community.
این واقعیت به دانش رایج در جامعه علمی تبدیل شده است.
procrastination is a common problem among university students.
تاخیر در انجام کار یک مشکل رایج در میان دانشجویان دانشگاهی است.
many people make the common mistake of confusing their with they're.
بسیاری از افراد خطا رایج ایجاد می کنند که their را با they're اشتباه می گیرند.
daily backups have become common practice in modern businesses.
پشتیبان گیری روزانه به یک روش رایج در کسب و کارهای مدرن تبدیل شده است.
we need to find common ground before we can reach an agreement.
قبل از اینکه به توافقی برسیم، نیاز داریم به یک نقطه مشترک پیدا کنیم.
they share a common interest in ancient history and archaeology.
آنها علاقه مشترکی به تاریخ باستان و باستان شناسی دارند.
reducing carbon emissions is a common goal for all nations.
کاهش انتشار کربن یک هدف مشترک برای تمام کشورها است.
dark wings are a common feature of many bird species.
بالهای تاریک یک ویژگی رایج در بسیاری از گونههای پرندگان است.
english has become a common language for international business.
انگلیسی به یک زبان رایج برای کسب و کار بین المللی تبدیل شده است.
the common belief that money brings happiness is not always true.
معتقدت رایج اینکه پول خوشبختی میآورد همیشه درست نیست.
traffic accidents are a common occurrence in large cities.
حادثههای ترافیکی یک وقوع رایج در شهرهای بزرگ است.
a common thread runs through all of her novels.
یک نخ مشترک از طول همه رمانهای او میگذرد.
there should be a common understanding between team members.
بین اعضای تیم باید یک درک مشترک وجود داشته باشد.
these two languages share a common origin in latin.
این دو زبان از یک منشأ مشترک در لاتین برخوردارند.
it is common sense that regular exercise benefits your health.
این یک اصل رایج است که ورزش منظم به سلامتی شما کمک می کند.
that fact has become common knowledge in the scientific community.
این واقعیت به دانش رایج در جامعه علمی تبدیل شده است.
procrastination is a common problem among university students.
تاخیر در انجام کار یک مشکل رایج در میان دانشجویان دانشگاهی است.
many people make the common mistake of confusing their with they're.
بسیاری از افراد خطا رایج ایجاد می کنند که their را با they're اشتباه می گیرند.
daily backups have become common practice in modern businesses.
پشتیبان گیری روزانه به یک روش رایج در کسب و کارهای مدرن تبدیل شده است.
we need to find common ground before we can reach an agreement.
قبل از اینکه به توافقی برسیم، نیاز داریم به یک نقطه مشترک پیدا کنیم.
they share a common interest in ancient history and archaeology.
آنها علاقه مشترکی به تاریخ باستان و باستان شناسی دارند.
reducing carbon emissions is a common goal for all nations.
کاهش انتشار کربن یک هدف مشترک برای تمام کشورها است.
dark wings are a common feature of many bird species.
بالهای تاریک یک ویژگی رایج در بسیاری از گونههای پرندگان است.
english has become a common language for international business.
انگلیسی به یک زبان رایج برای کسب و کار بین المللی تبدیل شده است.
the common belief that money brings happiness is not always true.
معتقدت رایج اینکه پول خوشبختی میآورد همیشه درست نیست.
traffic accidents are a common occurrence in large cities.
حادثههای ترافیکی یک وقوع رایج در شهرهای بزرگ است.
a common thread runs through all of her novels.
یک نخ مشترک از طول همه رمانهای او میگذرد.
there should be a common understanding between team members.
بین اعضای تیم باید یک درک مشترک وجود داشته باشد.
these two languages share a common origin in latin.
این دو زبان از یک منشأ مشترک در لاتین برخوردارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید