comins

[ایالات متحده]//ˈkɒmɪnz//
[بریتانیا]//ˈkɑːmɪnz//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع comin (یک نام خانوادگی)

عبارات و ترکیب‌ها

coming soon

به زودی

coming home

به خانه می‌آید

coming back

بازگشت

coming here

اینجا می‌آید

coming today

امروز می‌آید

coming tomorrow

فردا می‌آید

coming monday

دوشنبه می‌آید

coming event

رویداد آینده

coming week

هفته آینده

coming month

ماه آینده

جملات نمونه

the train is coming down the tracks toward the station.

قطار در حال حرکت به سوی ایستگاه است.

she has been coming to this library every week for years.

او به مدت چند سال هر هفته به این کتابخانه می‌آید.

winter is coming, so we need to prepare our home.

زمستان نزدیک است، بنابراین باید خانه‌مان را آماده کنیم.

the deadline is coming up very quickly.

مهلت به سرعت نزدیک می‌شود.

he is coming across as very confident in the interview.

او در مصاحبه به عنوان بسیار خودمختار به نظر می‌رسد.

new technology is coming out every day.

فناوری جدید هر روز منتشر می‌شود.

the storm is coming on fast.

باد شدید به سرعت نزدیک می‌شود.

they are coming around to our way of thinking.

آنها به سبک فکر کردن ما نزدیک می‌شوند.

a new generation is coming up with innovative ideas.

یک نسل جدید با ایده‌های نوآوری می‌آید.

changes are coming in the near future.

تغییرات در آینده نزدیک رخ خواهند داد.

the guests are coming over for dinner tonight.

میهمانان امروز شبانه برای شام آمده‌اند.

she is coming to terms with the difficult situation.

او با وضعیت دشوار کنار می‌آید.

success is coming his way after years of hard work.

پس از چند سال کار سخت، موفقیت به سوی او می‌آید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید