commando

[ایالات متحده]/kəˈmɑ:ndəu/
[بریتانیا]/kəˈmændo/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عضوی از یک واحد نظامی که به طور خاص برای حملات و یورش‌ها آموزش دیده است؛ کماندو
Word Forms
جمعcommandos

جملات نمونه

a commando operation full of blood and danger.

یک عملیات کماندویی پر از خون و خطر.

commando work required as much brain as brawn.

کار کماندویی به اندازه قدرت، هوش نیز می‌طلبد.

The commandos attacked the outpost at dawn.

کماندوها به وقت طلوع خورشید به پایگاه حمله کردند.

units in 1st Commando Brigade

واحدها در گردان یک کوماندو

Indian commandos stormed a hijacked plane early today.

کماندوهای هندی امروز صبح زود به یک هواپیمای ربوده شده حمله کردند.

The commando force joined up with the airborne troops near the captured bridge.

نیروی تکاور با نیروهای هوابرد در نزدیکی پل تصرف شده پیوست.

The commandos pushed forward under the covering fire of their artillery.

کماندوها تحت آتش پشتیبانی توپخانه خود به جلو رانده شدند.

These two missions were the first realized by allied forces in France.They have shown the ability to introduce a commando in occupied territory and exfiltrate it after the mission completed.

این دو مأموریت اولین مأموریتی بود که توسط نیروهای متفقین در فرانسه انجام شد. آنها توانایی اعزام یک کوماندو به مناطق اشغالی و خارج کردن آن پس از اتمام مأموریت را نشان داده اند.

نمونه‌های واقعی

There are also commandos from other nations as well, including France.

همچنین سربازان ویژه از کشورهای دیگر نیز حضور دارند، از جمله فرانسه.

منبع: NPR News August 2016 Compilation

The rebels have also taken away the weapons of the dead police commandos.

شورشیان همچنین سلاح‌های سربازان ویژه پلیس کشته شده را با خود برده‌اند.

منبع: BBC Listening Collection April 2021

And Israeli military investigation, while praising the commandos involved, has found fault with decisions made.

و تحقیقات نظامی اسرائیل، در حالی که از سربازان ویژه درگیر تعریف می‌کرد، اشکالات تصمیمات گرفته شده را کشف کرد.

منبع: CNN Listening January 2013 Collection

There's already talk of U.S. commando raids.

در حال حاضر صحبت‌هایی در مورد حملات کماندوهای آمریکایی وجود دارد.

منبع: CNN Listening Collection May 2014

Like a commando in a combat zone, it uses stealth to survive.

مانند یک کماندو در یک منطقه جنگی، از پنهان‌کاری برای زنده ماندن استفاده می‌کند.

منبع: "Minute Earth" Fun Science (Selected Bilingual)

What's he gonna do? Dispatch a commando unit for pictures?

قرار است چه کار کند؟ یک واحد کماندو برای گرفتن عکس‌ها اعزام کند؟

منبع: Ugly Betty Season 1

This astonishes Thrym. The true identity of the " commandos" is very nearly revealed.

این موضوع تریم را شگفت‌زده می‌کند. هویت واقعی «کماندوها» تقریباً آشکار می‌شود.

منبع: Sophie's World (Original Version)

Two French commandos died, and the hostage-takers say they have killed the agent.

دو سرباز ویژه فرانسوی کشته شدند و گروگان‌گیران می‌گویند که یک مامور را کشته‌اند.

منبع: The Economist - International

U.S. commandos seized Abu Anas from his car on this street in Tripoli Saturday.

کماندوهای آمریکایی ابو انس را شنبه در این خیابان در طرابلس از خودرویش به دست گرفتند.

منبع: VOA Standard October 2013 Collection

Specially trained Afghan commandos fought alongside Afghan police to try to take control of the situation.

کماندوهای افغان آموزش‌دیده در کنار پلیس افغان برای تلاش برای کنترل وضعیت جنگیدند.

منبع: BBC Listening Collection May 2013

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید