commensurable

[ایالات متحده]/kəˈmɛnʃərəbl/
[بریتانیا]/kəˈmɛnʃəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل اندازه‌گیری با همان استاندارد؛ متناسب در اندازه یا درجه؛ قابل مقایسه

عبارات و ترکیب‌ها

commensurable values

مقادیر قابل مقایسه

commensurable units

واحدهای قابل مقایسه

commensurable measures

معیارهای قابل مقایسه

commensurable quantities

اعداد قابل مقایسه

commensurable factors

عوامل قابل مقایسه

commensurable criteria

معیارهای مقایسه

commensurable aspects

جنبه های قابل مقایسه

commensurable dimensions

ابعاد قابل مقایسه

commensurable goals

اهداف قابل مقایسه

commensurable outcomes

نتایج قابل مقایسه

جملات نمونه

the two projects are commensurable in terms of their costs.

دو پروژه از نظر هزینه قابل مقایسه هستند.

her achievements are commensurable with her hard work.

دستاوردهای او با تلاش او قابل مقایسه است.

we need to find commensurable metrics for evaluation.

ما باید معیارهای قابل مقایسه برای ارزیابی پیدا کنیم.

his experience is commensurable with the requirements of the job.

تجربه او با الزامات شغل قابل مقایسه است.

the two theories are not commensurable in their approaches.

دو نظریه از نظر رویکرد قابل مقایسه نیستند.

these two cultures are commensurable in their values.

این دو فرهنگ از نظر ارزش‌ها قابل مقایسه هستند.

her salary is commensurable with her level of experience.

حقوق او با سطح تجربه او قابل مقایسه است.

it's difficult to find commensurable data across different studies.

پیدا کردن داده‌های قابل مقایسه در مطالعات مختلف دشوار است.

the results are commensurable with previous findings.

نتایج با یافته‌های قبلی قابل مقایسه است.

we need to ensure that our standards are commensurable with international ones.

ما باید اطمینان حاصل کنیم که استانداردهای ما با استانداردهای بین المللی قابل مقایسه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید