comminution

[ایالات متحده]/ˌkɒmɪˈnjuːʃən/
[بریتانیا]/ˌkɑːmɪˈnuːʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند کاهش یک ماده به قطعات کوچکتر؛ عمل تجزیه به بخش‌های کوچکتر

عبارات و ترکیب‌ها

comminution process

فرآیند خردایش

comminution circuit

مدار خردایش

comminution efficiency

راندمان خردایش

comminution equipment

تجهیزات خردایش

comminution size

اندازه خردایش

comminution tests

آزمایش های خردایش

comminution techniques

تکنیک های خردایش

comminution rate

نرخ خردایش

comminution methods

روش های خردایش

comminution studies

مطالعات خردایش

جملات نمونه

the comminution of rocks is essential in mining operations.

خرد کردن سنگ‌ها برای عملیات معدنی ضروری است.

comminution helps in the efficient processing of materials.

خرد کردن به پردازش کارآمد مواد کمک می‌کند.

in the food industry, comminution is used to prepare ingredients.

در صنعت غذا، خرد کردن برای تهیه مواد اولیه استفاده می‌شود.

the degree of comminution affects the quality of the final product.

میزان خرد کردن بر کیفیت محصول نهایی تأثیر می‌گذارد.

advanced techniques in comminution can reduce energy consumption.

تکنیک‌های پیشرفته در خرد کردن می‌توانند مصرف انرژی را کاهش دهند.

comminution is a crucial step in mineral processing.

خرد کردن یک مرحله حیاتی در فرآوری مواد معدنی است.

different methods of comminution can yield varying results.

روش‌های مختلف خرد کردن می‌توانند نتایج متفاوتی به دست آورند.

understanding comminution is vital for engineers in the field.

درک خرد کردن برای مهندسان در این زمینه بسیار مهم است.

comminution technologies continue to evolve and improve.

فناوری‌های خرد کردن به طور مداوم در حال تکامل و بهبود هستند.

proper comminution can enhance the recovery of valuable minerals.

خرد کردن مناسب می‌تواند بازیابی مواد معدنی با ارزش را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید