| جمع | commissaries |
military commissary
عمده فروشی نظامی
base commissary
عمده فروشی پایگاه
commissary services
خدمات عمده فروشی
commissary store
فروشگاه عمده فروشی
commissary food
غذاهای عمده فروشی
employee commissary
عمده فروشی کارمندان
commissary access
دسترسی به عمده فروشی
commissary account
حساب عمده فروشی
commissary privileges
مزایای عمده فروشی
commissary items
محصولات عمده فروشی
the soldiers bought snacks at the commissary.
سربازان میان وعده ها را از فروشگاه نظامی خریدند.
the commissary provides essential supplies for the troops.
فروشگاه نظامی مواد غذایی ضروری را برای سربازان فراهم می کند.
she works at the commissary on the military base.
او در فروشگاه نظامی در پایگاه نظامی کار می کند.
they stocked the commissary with fresh produce.
آنها فروشگاه نظامی را با محصولات تازه پر کردند.
access to the commissary is limited to military personnel.
دسترسی به فروشگاه نظامی فقط برای پرسنل نظامی محدود است.
he forgot his id to enter the commissary.
او برای ورود به فروشگاه نظامی کارت شناسایی خود را فراموش کرد.
commissary prices are usually lower than local stores.
قیمت های فروشگاه نظامی معمولاً کمتر از فروشگاه های محلی است.
they organized a trip to the commissary for supplies.
آنها یک سفر به فروشگاه نظامی برای تهیه لوازم ضروری سازماندهی کردند.
the commissary offers a variety of goods for families.
فروشگاه نظامی انواع کالاها را برای خانواده ها ارائه می دهد.
volunteers helped to clean the commissary after the event.
داوطلبان به تمیز کردن فروشگاه نظامی پس از رویداد کمک کردند.
military commissary
عمده فروشی نظامی
base commissary
عمده فروشی پایگاه
commissary services
خدمات عمده فروشی
commissary store
فروشگاه عمده فروشی
commissary food
غذاهای عمده فروشی
employee commissary
عمده فروشی کارمندان
commissary access
دسترسی به عمده فروشی
commissary account
حساب عمده فروشی
commissary privileges
مزایای عمده فروشی
commissary items
محصولات عمده فروشی
the soldiers bought snacks at the commissary.
سربازان میان وعده ها را از فروشگاه نظامی خریدند.
the commissary provides essential supplies for the troops.
فروشگاه نظامی مواد غذایی ضروری را برای سربازان فراهم می کند.
she works at the commissary on the military base.
او در فروشگاه نظامی در پایگاه نظامی کار می کند.
they stocked the commissary with fresh produce.
آنها فروشگاه نظامی را با محصولات تازه پر کردند.
access to the commissary is limited to military personnel.
دسترسی به فروشگاه نظامی فقط برای پرسنل نظامی محدود است.
he forgot his id to enter the commissary.
او برای ورود به فروشگاه نظامی کارت شناسایی خود را فراموش کرد.
commissary prices are usually lower than local stores.
قیمت های فروشگاه نظامی معمولاً کمتر از فروشگاه های محلی است.
they organized a trip to the commissary for supplies.
آنها یک سفر به فروشگاه نظامی برای تهیه لوازم ضروری سازماندهی کردند.
the commissary offers a variety of goods for families.
فروشگاه نظامی انواع کالاها را برای خانواده ها ارائه می دهد.
volunteers helped to clean the commissary after the event.
داوطلبان به تمیز کردن فروشگاه نظامی پس از رویداد کمک کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید