commissionings

[ایالات متحده]/kə'miʃəniŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آزمایش و راه‌اندازی عملیات؛ آزمایش اولیه.

عبارات و ترکیب‌ها

commissioning process

فرآیند راه‌اندازی

commissioning engineer

مهندس راه‌اندازی

commissioning test

آزمایش راه‌اندازی

commissioning test run

اجرای آزمایشی راه‌اندازی

commissioning operation

عملیات راه‌اندازی

جملات نمونه

his untiring efforts in commissioning ecological reports.

تلاش‌های بی‌وقفه او در تهیه گزارش‌های زیست‌محیطی.

Decommission the existing crematorium after the satisfactory commissioning of the new one.

پس از راه‌اندازی موفقیت‌آمیز مجتمع فعلی، مجتمع موجود را از کار خارج کنید.

The underslung MSS will not be submitted to any pre-loading or load-test during assembly, commissioning or prior to use.

MSS آویزان تحت هیچ شرایطی برای پیش‌بارگذاری یا آزمایش بار در طول مونتاژ، راه‌اندازی یا قبل از استفاده ارسال نخواهد شد.

commissioning a new building

راه‌اندازی یک ساختمان جدید

commissioning a piece of art

راه‌اندازی یک اثر هنری

نمونه‌های واقعی

Who did the commissioning of painting?

چه کسی سفارش نقاشی را انجام داد؟

منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)

466. The committee admits it committed an omission in commissioning the mission.

466. کمیته اعتراف کرد که در زمان انجام مأموریت، غفله ای مرتکب شد.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

Others worried that GPs would be incapable of commissioning care.

دیگران نگران بودند که پزشکان عمومی قادر به ارائه خدمات نباشند.

منبع: The Economist (Summary)

It will then complete a six-month " commissioning" period in space.

سپس وارد یک دوره شش ماهه "راه اندازی" در فضا خواهد شد.

منبع: VOA Slow English - America

The joint commissioning and testing of the Jakarta-Bandung High-Speed Railway started on Monday before its opening.

آزمایش و راه اندازی مشترک راه آهن پرسرعت جاکارتا- باندونگ در روز دوشنبه قبل از افتتاح آن آغاز شد.

منبع: CRI Online May 2023 Collection

When Netflix is commissioning hits and putting them online immediately, Disney cannot serve up a diet of months-old films.

وقتی نتفلیکس به تولید محتوای موفق می پردازد و آنها را بلافاصله به صورت آنلاین منتشر می کند، دیزنی نمی تواند مجموعه ای از فیلم های قدیمی را ارائه دهد.

منبع: The Economist - Arts

When you " have someone do something" , basically, you're commissioning them; you're paying them.

وقتی شما "کسی را برای انجام کاری استخدام می کنید"، اساساً شما آنها را استخدام می کنید؛ شما به آنها پول می دهید.

منبع: Engvid-Adam Course Collection

Webb will travel to an orbit about 1.6 million kilometers from Earth and undergo six months of commissioning in space.

وب به مداری در حدود 1.6 میلیون کیلومتر از زمین سفر خواهد کرد و وارد یک دوره شش ماهه راه اندازی در فضا خواهد شد.

منبع: CRI Online December 2021 Collection

Aside from managing the commissioning and design and installation of a major project, she manages a lot of people.

علاوه بر مدیریت راه اندازی، طراحی و نصب یک پروژه بزرگ، او مدیریت تعداد زیادی از افراد را بر عهده دارد.

منبع: Working women

Well today I want to get to the bottom of when the government got into the business of commissioning art and why.

خب، امروز می خواهم به این موضوع رسیدگی کنم که دولت چه زمانی وارد تجارت سفارش آثار هنری شد و چرا.

منبع: The story of origin

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید