committers

[ایالات متحده]/[ˈkɒmɪtəz]/
[بریتانیا]/[ˈkɑːmɪtərz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که اقداماتی انجام می‌دهند، به ویژه کسانی که به طور رسمی تعهد یا قراردادی را می‌کنند؛ افرادی که به یک پروژه کمک می‌کنند، به ویژه در توسعه نرم‌افزار منبع باز؛ در یک زمینه پارلمانی، اعضای یک کمیته.

عبارات و ترکیب‌ها

active committers

کمیت‌کنندگان فعال

core committers

کمیت‌کنندگان هسته‌ای

committers' feedback

نظرات کمیت‌کنندگان

new committers

کمیت‌کنندگان جدید

committers unite

همکاری کمیت‌کنندگان

committers working

کمیت‌کنندگان در حال کار

committers' list

فهرست کمیت‌کنندگان

supporting committers

کمیت‌کنندگان حامی

committers agreed

کمیت‌کنندگان موافقت کردند

experienced committers

کمیت‌کنندگان تجربه‌دار

جملات نمونه

the project relies on a dedicated team of committers.

پروژه به یک تیم وفاداری از اعضاي ارسال کننده وابسته است.

we need to onboard new committers to ensure long-term sustainability.

ما نیاز به جذب اعضاي جدید ارسال کننده داریم تا پایداری در بلند مدت را تضمین کنیم.

the lead maintainer coordinates the work of the committers.

مدیر اصلی کار اعضاي ارسال کننده را هماهنگ می کند.

committers are responsible for reviewing and merging pull requests.

اعضاي ارسال کننده مسئول بررسی و ترکیب درخواست های کشیدن هستند.

we value the contributions of our active committers.

ما ارزش ارائه های اعضاي فعال ارسال کننده را می گذاریم.

the committers debated the proposed changes for several hours.

اعضاي ارسال کننده برای چند ساعت تغییرات پیشنهادی را مورد بحث قرار دادند.

becoming a committer requires demonstrating a strong understanding of the codebase.

شدن به یک عضو ارسال کننده نیاز به نشان دادن درک قوی از پایگاه کد دارد.

the community elected several new committers last month.

جامعه ماه گذشته چند عضو جدید ارسال کننده را انتخاب کرد.

committers should adhere to the project's coding style guidelines.

اعضاي ارسال کننده باید به راهنمایی های سبک کد پروژه پایبند باشند.

we encourage committers to participate in discussions on the mailing list.

ما اعضاي ارسال کننده را تشویق می کنیم تا در بحث ها در لیست پست الکترونیکی شرکت کنند.

the core committers held a meeting to discuss the roadmap.

اعضاي اصلی ارسال کننده یک جلسه برگزار کردند تا در مورد نقشه راه بحث کنند.

new committers often shadow experienced developers to learn best practices.

اعضاي جدید ارسال کننده اغلب توییتر کارهای تجربه یافته را دنبال می کنند تا بهترین روش ها را یاد بگیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید